کمک یار متا
واژه نامه اینترنتی متا
کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.
| Term | شرح |
|---|---|
| اهرم خانگی Homemade Leverage | اهرم خانگی روشی است که یک سرمایهگذار فردی برای ایجاد اثر اهرم مالی مشابه شرکتها استفاده میکند. اگر شرکتی بدون بدهی فعالیت کند، سرمایهگذار میتواند با گرفتن وام شخصی و سرمایهگذاری آن در سهام شرکت، اثر اهرم را برای خود بازسازی کند.
کلیک ها - 74 Synonyms -
اهرم خانگی,Homemade Leverage |
| اهرم زدایی Deleveraging | اهرم زدایی زمانی است که یک شرکت یا فرد تلاش می کند کل اهرم مالی خود را کاهش دهد. به عبارت دیگر اهرم زدایی کاهش بدهی و نقطه مقابل اهرم سازی است. مستقیم ترین راه برای یک واحد تجاری برای اهرم کردن، پرداخت فوری بدهی ها و تعهدات موجود در ترازنامه آن است. اگر نتواند این کار را انجام دهد، شرکت یا فرد ممکن است در موقعیتی با ریسک فزاینده نکول قرار گیرد.
کلیک ها - 205 Synonyms -
اهرم زدایی,Deleveraging |
| اهرم عملیاتی Operating Leverage | اهرم عملیاتی یکی از نسبتها و مفاهیم کلیدی مالی است که نشان میدهد تغییر در فروش تا چه اندازه بر سود عملیاتی شرکت اثر میگذارد. این مفهوم به مدیران و سرمایهگذاران کمک میکند نقطه سربهسر (Break-Even) را محاسبه کنند و قیمتگذاری مناسبی انجام دهند که تمام هزینهها را پوشش داده و سود ایجاد کند.
کلیک ها - 35
|
| اهرم مالی Financial Leverage | اهرم مالی به استفاده از پولِ قرضگرفتهشده برای سرمایهگذاری گفته میشود؛ به این امید که بازده آینده از هزینههای بدهی بیشتر باشد.
کلیک ها - 60 Synonyms -
اهرم مالی,Financial Leverage |
| اهرم مالی Gearing | Gearing یا اهرم مالی نشان میدهد که چه مقدار از فعالیتهای یک شرکت از طریق بدهی (وامها و تعهدات مالی) در مقابل سرمایه سهامداران تأمین مالی شده است. این نسبت معمولاً با نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام (Debt-to-Equity Ratio) اندازهگیری میشود.
کلیک ها - 132 Synonyms -
اهرم مالی,Gearing |
| اهليت | تعریف اهلیت و انواع اهلیتاهليت عبارت است از توانايي اشخاص برای دارا شدن حق و اعمال و اجرای آن. پس اهليت بر دو نوع است: اهليت تمتع و اهليت استيفاء
کلیک ها - 8753 Synonyms -
اهليت |
| او ال آ پی OLAP | او ال آ پی: یک فناوری پایگاه داده که به جای پردازش تراکنش ها برای پرس و جو و گزارش بهینه شده است. داده های OLAP به صورت سلسله مراتبی سازماندهی شده و به جای جداول در مکعب ها ذخیره می شوند.
کلیک ها - 391 Synonyms -
او ال آ پی,OLAP |