Skip to main content

کمک یار متا

واژه نامه اینترنتی متاکمک یار متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
بهره Interest

بهره هزینه‌ای است که بابت قرض گرفتن پول پرداخت می‌شود. این هزینه معمولاً به‌صورت مبلغ دلاری بیان می‌شود، در حالی که نرخ بهره برای محاسبه آن به‌صورت درصد سالانه یا نرخ درصد سالانه (APR) مشخص می‌شود. به عبارت دیگر، بهره همان مبلغی است که یک وام‌دهنده یا مؤسسه مالی در ازای قرض دادن پول دریافت می‌کند.

کلیک ها - 42
Synonyms - بهره,Interest
بهره باز Open Interest

بهره باز (Open Interest) به مجموع تعداد قراردادهای فعال در بازار گفته می‌شود که هنوز بسته، منقضی یا تسویه نشده‌اند. این قراردادها معمولاً شامل ابزارهای مشتقه مانند قراردادهای آتی (Futures) و اختیار معامله (Options) هستند که همچنان میان خریداران و فروشندگان باز باقی مانده‌اند.

کلیک ها - 9
Synonyms - بهره باز,Open Interest
بهره مفروض Imputed Interest
بهره مفروض یا Imputed Interest زمانی رخ می‌دهد که یک وام‌دهنده هیچ بهره‌ای یا بهره‌ای کمتر از نرخ بازار برای یک وام دریافت کند، اما سازمان مالیاتی (مثل IRS در آمریکا) نرخ بهره‌ای را به‌صورت فرضی برای محاسبات مالیاتی در نظر می‌گیرد.
کلیک ها - 55
Synonyms - بهره مفروض,Imputed Interest
بهره ناخالص Gross Interest

بهره ناخالص نرخ سالانه‌ای است که برای یک سرمایه‌گذاری، اوراق بهادار یا حساب سپرده پرداخت می‌شود، قبل از کسر مالیات‌ها، کارمزدها یا سایر هزینه‌ها.

کلیک ها - 59
Synonyms - بهره ناخالص Gross Interest
بهره یا سود حمل شده Carried Interest

بهره حمل شده سهمی از سود است که توسط شرکای عمومی سهام خصوصی، سرمایه خطرپذیر و صندوق های تامینی به دست می آید. سود حمل شده به شرکای کل بر اساس نقش آنها است نه سرمایه گذاری اولیه در صندوق. به عنوان کارمزد عملکرد، سود حمل شده، غرامت شریک عمومی را با بازده صندوق هماهنگ می کند.

کلیک ها - 409
Synonyms - بهره یا سود حمل شده,Carried Interest
بهره یا سود سرمایه ای Capitalized Interest

بهره سرمایه ای هزینه استقراض برای خرید یا ساخت یک دارایی بلندمدت است. برخلاف هزینه‌های بهره‌ای که برای هر هدف دیگری انجام می‌شود، بهره سرمایه‌ای بلافاصله در صورت سود و زیان صورت‌های مالی شرکت هزینه نمی‌شود.

کلیک ها - 417
Synonyms - بهره یا سود سرمایه ای,Capitalized Interest
بهره‌وری عملیاتی Operational Efficiency

بهره‌وری عملیاتی (Operational Efficiency) معیاری است که نشان می‌دهد یک شرکت یا سیستم چه مقدار سود را نسبت به هزینه‌های عملیاتی ایجاد می‌کند. هرچه بهره‌وری عملیاتی بالاتر باشد، یعنی با هزینه برابر یا کمتر، سود بیشتری نسبت به گزینه‌ها یا رقبا به دست می‌آید. این مفهوم هم در مدیریت کسب‌وکار و هم در سرمایه‌گذاری و بازارهای مالی اهمیت بالایی دارد.

کلیک ها - 9
Synonyms - بهره‌وری عملیاتی,Operational Efficiency