Skip to main content

کمک یار متا

واژه نامه اینترنتی متاکمک یار متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
معیارهای تعامل Engagement Metrics

معیارهای تعامل Engagement Metrics: روش‌هایی برای سنجش نحوه تعامل کاربران با صفحات وب و محتوا. نمونه هایی از معیارهای تعامل عبارتند از: نرخ کلیک - نرخ تبدیل - نرخ پرش - زمان حضور یا سکونت در صفحه/سایت - بازدیدکنندگان جدید در مقابل بازدیدکنندگان بازگشتی - فراوانی و تازگ

کلیک ها - 1070
Synonyms - Engagement Metrics,معیارهای تعامل
معیارها Benchmarks

معیار استانداردی است که برای اندازه‌ گیری تغییر در ارزش دارایی یا معیار دیگری در طول زمان استفاده می‌شود. در سرمایه گذاری، معیارها به عنوان یک نقطه مرجع برای عملکرد اوراق بهادار، صندوق های سرمایه گذاری مشترک، صندوق های قابل معامله در بورس، پرتفوی یا سایر ابزارهای مالی استفاده می شوند.

کلیک ها - 270
Synonyms - معیارها,Benchmarks
معیار کمترین مربعات Least Squares Criterion
معیار کمترین مربعات یک فرمول ریاضی است که برای سنجش دقت یک خط مستقیم در نمایش داده‌هایی که بر اساس آن‌ها ترسیم شده استفاده می‌شود.
به عبارت دیگر، این معیار کمک می‌کند خط رگرسیونیِ بهترین برازش (Line of Best Fit) برای داده‌ها تعیین شود.
کلیک ها - 102
Synonyms - معیار کمترین مربعات,Least Squares Criterion
معیار کِلی Kelly Criterion

معیار کلی (Kelly Criterion) فرمولی ریاضی است که در سال ۱۹۵۶ توسط جان ال. کلی جونیور در آزمایشگاه‌های بل (Bell Labs) شرکت AT&T طراحی شد. هدف این فرمول مشخص‌کردن حجم بهینهٔ سرمایه‌گذاری در یک معامله یا دارایی است تا رشد ثروت در بلندمدت بیشینه شود.

کلیک ها - 106
Synonyms - معیار کِلی,Kelly Criterion
معیار ایمنی-اول روی Roy's Safety‑First Criterion

معیار ایمنی-اول روی (SFRatio) یک روش در مدیریت ریسک است که کمک می‌کند سرمایه‌گذار بررسی کند آیا یک سبد سرمایه‌گذاری می‌تواند به حداقل بازده مورد انتظار او برسد یا خیر.

کلیک ها - 32
Synonyms - معیار ایمنی-اول روی,Roy's Safety‑First Criterion
معوقه شدن پرداخت Past Due

اصطلاح Past Due به حالتی گفته می‌شود که یک پرداخت مالی (مثل قسط وام یا صورت‌حساب) تا تاریخ مقرر انجام نشده و از موعد خود گذشته است.

کلیک ها - 76
Synonyms - معوقه شدن پرداخت,Past Due
معوقات Backlog

معوقات یا عقب ماندگی مجموعه ای از کار است که باید تکمیل شود. اصطلاح "معوقه" در حسابداری و مالی کاربردهای زیادی دارد. برای مثال، ممکن است به سفارش‌های فروش یک شرکت در انتظار تکمیل شدن یا مجموعه‌ای از مدارک مالی، مانند درخواست‌های وام، اشاره داشته باشد که باید پردازش شوند.

کلیک ها - 281
Synonyms - معوقات,Backlog