کمک یار متا
واژه نامه اینترنتی متا
کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.
| Term | شرح |
|---|---|
| تراست زنده Inter‑Vivos Trust | تراست بینالاحیاء (Inter‑Vivos Trust) که به آن تراست زنده (Living Trust) نیز گفته میشود، نوعی سازوکار حقوقی است که در آن داراییهای فرد ایجادکنندهٔ تراست (Trustor) در زمان زنده بودن او در یک تراست قرار میگیرد و توسط یک امین یا مدیر تراست (Trustee) اداره میشود.
کلیک ها - 94 Synonyms -
تراست بینالاحیاء,Inter‑Vivos Trust,تراست زنده |
| مدل UTXO | مدل UTXO (Unspent Transaction Output Model) یکی از روشهای اصلی ثبت مالکیت و انجام تراکنش در بلاکچین است که توسط شبکههایی مانند بیتکوین (Bitcoin)، لایتکوین (Litecoin) و بیتکوین کش (Bitcoin Cash) استفاده میشود.
کلیک ها - 26 Synonyms -
مدل UTXO,UTXO,Unspent Transaction Output Model |
| برابری پوت و کال Put-Call Parity | «برابری پوت-کال» یا Put-Call Parity یکی از اصول بنیادی در قیمتگذاری اختیار معامله است که رابطه منطقی بین قیمت اختیار خرید (Call) و اختیار فروش (Put) را برای یک دارایی مشخص، با قیمت اعمال و تاریخ انقضای یکسان تعریف میکند.
کلیک ها - 73 Synonyms -
برابری پوت و کال,Put-Call Parity |
| سرمایهگذار نهادی Institutional Investor | سرمایهگذار نهادی به یک نهاد یا سازمان گفته میشود که به نمایندگی از مشتریان یا ذینفعان خود، مبالغ بسیار زیادی را در بازارهای مالی سرمایهگذاری میکند. این نهادها معمولاً در حجمهای بزرگ اقدام به خرید و فروش سهام، اوراق قرضه و سایر داراییها میکنند و به دلیل اندازه و تأثیر معاملاتشان، از بازیگران اصلی بازارهای مالی محسوب میشوند.
کلیک ها - 131 Synonyms -
سرمایهگذار نهادی,Institutional Investor |
| کمک هزینه بدهی بد یا مشکوک Allowance for Bad Debt | کمک هزینه بدهی بد یا مشکوک یا ذخیره بدهی بد یک حساب ارزیابی است که برای تخمین مقدار مطالبات یک شرکت استفاده می شود که ممکن است در نهایت غیرقابل وصول باشد. همچنین به عنوان ذخیره برای حساب های مشکوک نیز شناخته می شود.
کلیک ها - 332 Synonyms -
کمک هزینه بدهی بد یا مشکوک,Allowance for Bad Debt |
| پیچبوک Pitchbook | Pitchbook یک سند حرفهای و بازاریابی است که توسط بانکهای سرمایهگذاری یا شرکتهای مالی تهیه میشود تا خدمات، توانمندیها و پیشنهادهای خود را به مشتریان بالقوه معرفی کنند.
کلیک ها - 38 Synonyms -
پیچبوک,Pitchbook |
| اپراتور Operator | اپراتور: علامت یا نمادی که نوع محاسبه را در یک عبارت مشخص می کند. برای مثال اپراتور، می توان به عملگرهای ریاضی، مقایسه، منطق و مرجع اشاره کرد.
کلیک ها - 332 Synonyms -
اپراتور,Operator |