Skip to main content

کمک یار متا

واژه نامه اینترنتی متاکمک یار متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
هزینه غیرنقدی Non‑Cash Charge

هزینه غیرنقدی (Non‑Cash Charge) به هزینه‌ای در حسابداری گفته می‌شود که در صورت سود و زیان ثبت می‌شود اما هیچ خروج وجه نقد واقعی در همان دوره ایجاد نمی‌کند. هدف از ثبت این هزینه‌ها، نمایش دقیق‌تر ارزش اقتصادی دارایی‌ها و هزینه‌های واقعی کسب‌وکار در طول زمان است؛ مطابق با اصول حسابداری تعهدی (Accrual Accounting).

کلیک ها - 65
Synonyms - هزینه غیرنقدی,Non‑Cash Charge
هزینه فرصت Opportunity Cost

هزینه فرصت (Opportunity Cost) به ارزش یا منفعتی گفته می‌شود که با انتخاب یک گزینه، از بهترین گزینه‌ی بعدی صرف‌نظر می‌کنیم. به‌عبارت ساده‌تر، وقتی بین دو یا چند انتخاب تصمیم می‌گیریم، هزینه فرصت همان چیزی است که می‌توانستیم به‌دست بیاوریم اما آن را قربانی کرده‌ایم.

کلیک ها - 37
Synonyms - هزینه فرصت,Opportunity Cost
هزینه کل مالکیت (Total Cost of Ownership یا TCO)

هزینه کل مالکیت (Total Cost of Ownership - TCO) مفهومی مالی و مدیریتی است که مجموع هزینه‌های مرتبط با خرید، استفاده، نگهداری و در نهایت کنار گذاشتن یا جایگزینی یک دارایی را در طول عمر مفید آن محاسبه می‌کند.

کلیک ها - 24
Synonyms - هزینه کل مالکیت,Total Cost of Ownership,TCO
هزینه مالی Finance Charge

هزینه مالی، هزینه‌ای است که برای استفاده از اعتبار یا تمدید اعتبار موجود دریافت می‌شود. این هزینه می‌ تواند یک هزینه ثابت یا درصدی از وام‌ ها باشد که رایج‌ترین آن هزینه‌های مالی مبتنی بر درصد است. هزینه مالی اغلب یک هزینه تجمیعی است، از جمله هزینه نگهداری بدهی به همراه هرگونه هزینه تراکنش مرتبط، هزینه‌های نگهداری حساب یا هزینه‌های دیرکرد که توسط وام‌دهنده دریافت می‌شود.

کلیک ها - 370
Synonyms - هزینه مالی,Finance Charge
هزینه مالیاتی (Tax Expense)

هزینه مالیاتی (Tax Expense) به مجموع مالیاتی گفته می‌شود که یک فرد، شرکت یا هر نهاد اقتصادی باید در یک بازه زمانی مشخص (معمولاً یک سال مالی) به دولت پرداخت کند. این مالیات می‌تواند به سطوح مختلف حکومتی مثل فدرال، ایالتی یا محلی تعلق داشته باشد.

کلیک ها - 13
Synonyms - هزینه مالیاتی,Tax Expense
هزینه متوسط کل بلندمدت Long-Run Average Total Cost
هزینه متوسط کل بلندمدت (Long-Run Average Total Cost – LRATC) معیاری اقتصادی است که نشان می‌دهد یک شرکت برای تولید هر واحد محصول در بلندمدت چه مقدار هزینه می‌کند.
کلیک ها - 49
Synonyms - هزینه متوسط کل بلندمدت,Long-Run Average Total Cost,LRATC
هزینه مرتبط (Relevant Cost)

هزینه مرتبط (Relevant Cost) در حسابداری مدیریت به هزینه‌هایی گفته می‌شود که فقط در صورت اتخاذ یک تصمیم خاص ایجاد یا تغییر می‌کنند. این هزینه‌ها مستقیماً در تصمیم‌گیری نقش دارند، زیرا قابل اجتناب یا قابل تغییر هستند.

کلیک ها - 22
Synonyms - هزینه مرتبط,Relevant Cost