Skip to main content

کمک یار متا

واژه نامه اینترنتی متاکمک یار متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
مدیر شعبه Branch Manager

اصطلاح "مدیر شعبه" به مدیری اطلاق می شود که مسئولیت یک مکان یا شعبه خاص یک بانک یا سایر شرکت های خدمات مالی را بر عهده دارد.

کلیک ها - 417
Synonyms - مدیر شعبه,Branch Manager
مدیر صندوق Fund Manager

مدیر صندوق مسئول اجرای استراتژی سرمایه‌گذاری یک صندوق و مدیریت فعالیت‌های معاملاتی پرتفوی آن است. صندوق می‌تواند توسط یک نفر، دو نفر به عنوان مدیر مشترک یا تیمی متشکل از سه نفر یا بیشتر مدیریت شود.

کلیک ها - 191
Synonyms - مدیر صندوق,Fund Manager
مدیر صندوق پوشش ریسک Hedge Fund Manager

مدیر صندوق پوشش ریسک فرد یا شرکت مالی است که مسئولیت مدیریت کلی، تصمیم‌گیری‌های سرمایه‌گذاری و نظارت بر عملیات صندوق‌های هج را بر عهده دارد. این شغل به دلیل پتانسیل درآمدی بسیار بالا یکی از جذاب‌ترین مسیرهای حرفه‌ای در حوزه مالی محسوب می‌شود.

کلیک ها - 165
Synonyms - مدیر صندوق پوشش ریسک,Hedge Fund Manager
مدیر عملیاتی Chief Operating Officer

مدیر عملیاتی (COO) یک مدیر اجرایی ارشد است که وظیفه نظارت بر عملکردهای اداری و عملیاتی روزانه یک کسب و کار را بر عهده دارد. COO معمولاً مستقیماً به مدیر ارشد اجرایی (CEO) گزارش می دهد و در زنجیره فرماندهی دومین نفر محسوب می شود.

کلیک ها - 230
Synonyms - مدیر عملیاتی,Chief Operating Officer,COO
مدیر غیرموظف Non-Executive Director

مدیر غیرموظف یا Non-Executive Director به عضوی از هیئت‌مدیره شرکت گفته می‌شود که در مدیریت روزمره و اجرایی شرکت دخالت مستقیم ندارد، اما به‌عنوان یک مشاور مستقل در تصمیم‌گیری‌های کلان، سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی استراتژیک مشارکت می‌کند.

کلیک ها - 48
Synonyms - مدیر غیرموظف,Non-Executive Director
مدیر غیرموظف Outside Director

مدیر غیرموظف (Outside Director) که با عنوان مدیر غیر اجرایی (Non-Executive Director) نیز شناخته می‌شود، عضوی از هیئت‌مدیره شرکت است که:

  • کارمند شرکت نیست
  • در مدیریت روزمره نقش اجرایی ندارد
  • ذی‌نفع مستقیم (سهامدار عمده یا مدیر داخلی) محسوب نمی‌شود
کلیک ها - 46
Synonyms - مدیر غیرموظف,Outside Director
مدیر کل General Manager

مدیر کل یا General Manager (GM) فردی است که مسئولیت کلی مدیریت عملیات یک بخش، شعبه یا واحد تجاری را بر عهده دارد. او در سلسله‌مراتب سازمانی بالای کارکنان و مدیران میانی قرار دارد اما زیر مدیران ارشد اجرایی (مانند CEO یا COO) است.

کلیک ها - 128
Synonyms - مدیر کل,General Manager,GM