Skip to main content

کمک یار متا

واژه نامه اینترنتی متاکمک یار متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
کسری حساب جاری Current Account Deficit

کسری حساب جاری اندازه گیری تجارت یک کشور است که در آن ارزش کالاها و خدماتی که وارد می کند از ارزش محصولاتی که صادر می کند بیشتر است. حساب جاری شامل درآمد خالص، مانند بهره و سود سهام، و نقل و انتقالات، مانند کمک های خارجی است، اگرچه این اجزا تنها درصد کمی از کل حساب جاری را تشکیل می دهند. حساب جاری نشان دهنده تراکنش های خارجی یک کشور است و مانند حساب سرمایه، جزء تراز پرداخت های یک کشور (BOP) است.

کلیک ها - 235
Synonyms - کسری حساب جاری,Current Account Deficit
کسری درآمد (Revenue Deficit)

کسری درآمد (Revenue Deficit) زمانی رخ می‌دهد که درآمد واقعی (Actual Income) کمتر از درآمد پیش‌بینی‌شده (Projected Income) باشد.

کلیک ها - 62
Synonyms - کسری درآمد,Revenue Deficit
کسری مالی (Shortfall)

کسری (Shortfall) زمانی رخ می‌دهد که میزان تعهدات مالی یا بدهی‌های یک فرد یا سازمان بیشتر از مقدار پول نقد در دسترس برای پرداخت آن‌ها باشد.

کلیک ها - 24
Synonyms - کسری مالی,Shortfall
کسری مالی Fiscal Deficit

کسری مالی به کمبود درآمد دولت در مقایسه با هزینه‌های آن در یک دوره زمانی خاص اشاره دارد. وقتی کشوری کسری مالی دارد، به این معنی است که دولت فراتر از توان خود هزینه می‌کند. کسری‌های مالی یا به صورت درصدی از تولید ناخالص داخلی (GDP) یک کشور یا با تعیین میزان هزینه نسبت به درآمد محاسبه می‌شوند.

کلیک ها - 150
Synonyms - کسری مالی,Fiscal Deficit,GDP
کسورات استاندارد (Standard Deduction)

کسورات استاندارد (Standard Deduction) مبلغی ثابت است که توسط سازمان امور مالیاتی آمریکا (IRS) تعیین می‌شود و از درآمد شما کسر می‌گردد، بنابراین این بخش از درآمد مشمول مالیات نمی‌شود.

کلیک ها - 28
Synonyms - کسورات استاندارد,Standard Deduction
کسورات مشروح Itemized Deductions

کسور مشروح به مجموعه‌ای از هزینه‌ها گفته می‌شود که یک فرد می‌تواند آن‌ها را از درآمد ناخالص تعدیل‌شده (AGI) کم کند تا درآمد مشمول مالیات کاهش یابد و در نهایت مالیات کمتری پرداخت کند.

کلیک ها - 94
Synonyms - کسورات مشروح,Itemized Deductions
کشش Elasticity

کشش اصطلاحی است که در اقتصاد برای توصیف میزان واکنش‌پذیری یک متغیر به تغییرات متغیر دیگر استفاده می‌شود. معمولاً از کشش برای توصیف میزان تغییر تقاضا برای یک محصول با افزایش یا کاهش قیمت آن استفاده می‌شود. این اصطلاح همچنین به عنوان کشش تقاضا شناخته می‌شود.

کلیک ها - 193
Synonyms - کشش,Elasticity