Skip to main content

کمک یار متا

واژه نامه اینترنتی متاکمک یار متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
هدیه در قالب تراست Gift in Trust

هدیه در قالب تراست، یکی از ابزارهای برنامه‌ریزی مالی و انتقال دارایی است که به فرد اهداکننده (که به او "واگذارکننده" یا "Grantor" گفته می‌شود) اجازه می‌دهد تا دارایی‌های خود را به صورت غیرمستقیم به شخص دیگری (ذی‌نفع یا Beneficiary) منتقل کند. به جای اینکه دارایی‌ها را مستقیماً به ذی‌نفع بدهد، آن‌ها را در یک تراست (Trust) قرار می‌دهد و شرایطی برای نحوه و زمان دسترسی ذی‌نفع به آن دارایی‌ها تعیین می‌کند.

کلیک ها - 104
Synonyms - هدیه در قالب تراست,Gift in Trust
هربرت اِی. سایمون Herbert A. Simon

هربرت سایمون یکی از چهره‌های برجسته در حوزه‌های اقتصاد، علوم شناختی و هوش مصنوعی بود. او در سال ۱۹۷۸ جایزه نوبل اقتصاد را برای نظریه‌ی مهم خود با عنوان عقلانیت محدود (Bounded Rationality) دریافت کرد.

کلیک ها - 76
Synonyms - هربرت اِی. سایمون,Herbert A. Simon
هرزنامه سئو SEO Spam

هرزنامه سئو SEO spam: سئو اسپم یک تکنیک سئو کلاه سیاه است که اغلب به عنوان نوعی حمله سایبری خودکار انجام می شود. با دسترسی به وب سایت خود از طریق آسیب پذیری های مختلف، می توان از حمله هرزنامه سئو برای پر کردن سایت شما با محتوای عجیب و غریب، لینک های مخرب و حتی بدافزار هرزنامه استفاده کرد.

کلیک ها - 644
Synonyms - هرزنامه سئو,SEO spam
هزینه Expense

هزینه، بهایی است که یک شرکت برای تولید درآمد متحمل می‌شود. هزینه‌های رایج شامل پرداخت به تأمین‌کنندگان، دستمزد کارکنان، اجاره کارخانه و استهلاک تجهیزات می‌شود.

کلیک ها - 346
Synonyms - هزینه,Expense
هزینه آژانس یا نمایندگی Agency Costs

هزینه نمایندگی نوعی هزینه داخلی شرکت است که از اقدامات نماینده ای که به نمایندگی از طرف اصلی عمل می کند ناشی می شود. هزینه های نمایندگی معمولاً در پی ناکارآمدی های اصلی، نارضایتی ها و اختلالات، مانند تضاد منافع بین سهامداران و مدیریت ایجاد می شود. پرداخت هزینه نمایندگی به عهده عامل می باشد.

کلیک ها - 253
Synonyms - هزینه آژانس یا نمایندگی,Agency Costs?
هزینه اختیاری Discretionary Expense

هزینه اختیاری یک هزینه غیر ضروری است. هزینه های اختیاری هزینه هایی هستند که بدون آن مشاغل یا خانوارها می توانند زنده بمانند. به این ترتیب، آنها به عنوان خواسته ها و نه هزینه های مورد نیاز تعریف می شوند. این بدان معناست که یک کسب‌وکار یا خانوار هنوز می‌تواند خود را حفظ کند، حتی اگر تمام هزینه‌های مصرف‌کننده اختیاری متوقف شود. وعده های غذایی در رستوران ها و هزینه های سرگرمی نمونه هایی از هزینه های اختیاری هستند.

کلیک ها - 317
Synonyms - هزینه اختیاری,Discretionary Expense
هزینه استهلاک Depreciated Cost

هزینه استهلاک، ارزش یک دارایی ثابت منهای تمام استهلاک انباشته‌ای است که در مقابل آن ثبت شده است. در مفهوم اقتصادی وسیع‌تر، هزینه استهلاک، مجموع مبلغ سرمایه‌ای است که در یک دوره معین، مانند یک سال مالی، "مصرف" می‌شود. هزینه استهلاک را می‌توان برای بررسی روند هزینه‌های سرمایه‌ای یک شرکت و میزان تهاجمی بودن روش‌های حسابداری آنها، از طریق میزان دقت محاسبه استهلاک، بررسی کرد.

کلیک ها - 233
Synonyms - هزینه استهلاک,Depreciated Cost