Skip to main content

کمک یار متا

واژه نامه اینترنتی متاکمک یار متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
اعتبار اسنادی تضمینی (Standby Letter of Credit – SLOC)

اعتبار اسنادی تضمینی (SLOC) یک تعهد رسمی از سوی بانک است که تضمین می‌کند اگر مشتری بانک به تعهدات قراردادی خود عمل نکند، بانک به جای او مبلغ مشخصی را به طرف مقابل پرداخت کند.

کلیک ها - 47
Synonyms - اعتبار اسنادی تضمینی,Standby Letter of Credit,SLOC
دارایی کاهش‌یافته Impaired Asset

دارایی کاهش‌یافته به هر نوع دارایی شرکت گفته می‌شود که ارزش خود را از دست داده است؛ این دارایی می‌تواند شامل:

  • دارایی‌های مشهود مانند ماشین‌آلات، تجهیزات، املاک
  • دارایی‌های نامشهود مانند حق اختراع (Patent) یا علائم تجاری باشد.
کلیک ها - 131
Synonyms - دارایی کاهش‌یافته,Impaired Asset
پلتفرم اجرای سوآپ (Swap Execution Facility - SEF)

پلتفرم اجرای سوآپ (SEF) یک بستر الکترونیکی و قانونی است که به شرکت‌ها و مؤسسات مالی اجازه می‌دهد قراردادهای سوآپ (Swap) را به‌صورت شفاف، ثبت‌شده و تحت نظارت خرید و فروش کنند.

کلیک ها - 57
Synonyms - پلتفرم اجرای سوآپ,Swap Execution Facility,SEF
اندیکاتور سهمی‌وار سار Parabolic SAR

اندیکاتور Parabolic SAR (مخفف Stop and Reverse) یک ابزار تحلیل تکنیکال است که توسط جی. ولز وایلدر (J. Welles Wilder) طراحی شده و برای تشخیص روند قیمت و نقاط احتمالی بازگشت (Reversal) استفاده می‌شود.

کلیک ها - 44
Synonyms - اندیکاتور سهمی‌وار سار,Parabolic SAR
عامل یا مؤلفه Factor

فکتور - عامل یا مؤلفه: یک عامل واسطه است که با خرید حساب‌های دریافتنی شرکت‌ها، وجه نقد یا تأمین مالی را برای آنها فراهم می‌کند. به طور خلاصه، فکتور یک منبع تأمین مالی است؛ فکتور موافقت می‌کند که ارزش یک فاکتور را به شرکت پرداخت کند - منهای تخفیف برای کمیسیون و هزینه‌ها.

کلیک ها - 284
Synonyms - عامل,مؤلفه,Factor,فکتور
توزیع متقارن (Symmetrical Distribution)

توزیع متقارن (Symmetrical Distribution) نوعی توزیع آماری است که در آن داده‌ها به‌صورت یکنواخت و متعادل در اطراف یک نقطه مرکزی (معمولاً میانگین) پخش شده‌اند.

کلیک ها - 73
Synonyms - توزیع متقارن,Symmetrical Distribution
هزینه‌های پیش‌پرداختی Prepaid Expenses

هزینه‌های پیش‌پرداختی به مبالغی گفته می‌شود که شرکت‌ها از قبل برای خدمات یا هزینه‌هایی که قرار است در آینده استفاده شوند، پرداخت می‌کنند. این هزینه‌ها به‌جای اینکه بلافاصله به عنوان هزینه ثبت شوند، ابتدا به عنوان دارایی (Asset) در ترازنامه ثبت می‌شوند.

کلیک ها - 52
Synonyms - هزینه‌های پیش‌پرداختی,Prepaid Expenses