Skip to main content

کمک یار متا

واژه نامه اینترنتی متاکمک یار متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
کارهای خسته‌کننده یا کم‌ارزش Grunt Work

اصطلاح Grunt Work معمولاً برای توصیف کارهایی به‌کار می‌رود که:

  • کم‌ارزش، تکراری یا بدون جذابیت هستند،
  • فاقد اعتبار یا پرستیژ بوده،
  • و اغلب خسته‌کننده به نظر می‌رسند.
کلیک ها - 93
Synonyms - کارهای خسته‌کننده,کارهای کم‌ارزش,Grunt Work
کارگر دلسرد Discouraged Worker

کارگر دلسرد، فردی است که واجد شرایط استخدام است و می تواند کار کند، اما در حال حاضر بیکار است و در چهار هفته گذشته تلاشی برای یافتن شغل نکرده است. کارگران دلسرد معمولاً از جستجوی شغل منصرف می‌شوند، زیرا گزینه‌های شغلی مناسبی پیدا نکرده‌اند یا در هنگام درخواست شغلی به دست نیاوردند.

کلیک ها - 197
Synonyms - کارگر دلسرد,Discouraged Worker
کارگزار Broker

کارگزار فرد یا شرکتی است که به عنوان واسطه بین سرمایه گذار و بورس اوراق بهادار عمل می کند. یا یک کارگزار می تواند یک متخصص املاک دارای مجوز باشد که به طور معمول بر سایر بنگاه های املاک یا کل کارگزاری املاک نظارت می کند.

کلیک ها - 155
Synonyms - کارگزار,Broker
کارگزار ECN Broker

کارگزار ECN یک واسطه مالی است که از شبکه‌های ارتباطات الکترونیکی (ECN) برای دسترسی مستقیم مشتریان به سایر شرکت‌کنندگان در بازارهای سهام و ارز استفاده می‌کند. از آنجا که یک کارگزار ECN قیمت‌های چندین شرکت‌کننده در بازار را تجمیع می‌کند، معمولاً می‌تواند به مشتریان خود اسپردهای پیشنهاد/درخواست کمتری نسبت به آنچه در غیر این صورت برای آنها در دسترس است، ارائه دهد.

کلیک ها - 91
Synonyms - کارگزار ECN,ECN Broker,Electronic Communication Network
کارگزار تخفیفی Discount Broker

کارگزار تخفیفی نماینده ای است که سفارشات خرید و فروش را در مقایسه با کارگزاری با خدمات کامل، با نرخ کمیسیون کمتر انجام می دهد. با این حال، یک کارگزار تخفیف مانند یک کارگزار با خدمات کامل، مشاوره سرمایه گذاری یا تجزیه و تحلیل از طرف مشتری انجام نمی دهد.

کلیک ها - 316
Synonyms - کارگزار تخفیفی,Discount Broker
کارگزار دلال یا معامله گر Broker-Dealer

کارگزار  معامله گر (B-D) شخص یا شرکتی است که به خرید و فروش اوراق بهادار به حساب خود یا از طرف مشتریانش می پردازد. اصطلاح کارگزار - معامله‌گر در اصطلاح مقررات اوراق بهادار ایالات متحده برای توصیف کارگزاری‌های سهام استفاده می‌شود، زیرا اکثر آنها هم به عنوان نماینده و هم به عنوان اصلی عمل می‌کنند.

کلیک ها - 340
Synonyms - کارگزار دلال یا معامله گر,Broker-Dealer,B-D
کارگزار معرّف Introducing Broker
Introducing Broker (IB) یا کارگزار معرّف، فرد یا شرکتی است که در بازار معاملات آتی (Futures) به‌عنوان واسطه ثبت‌شده فعالیت می‌کند.
وظیفه‌ی اصلی یک IB این است که با مشتریان مستقیماً کار کند—یعنی حساب آن‌ها را باز و مدیریت کند، مشاوره بدهد و راهنمایی‌های لازم را درباره استراتژی‌های معاملاتی ارائه دهد.
کلیک ها - 32
Synonyms - کارگزار معرّف,Introducing Broker,IB