Skip to main content

کمک یار متا

واژه نامه اینترنتی متاکمک یار متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
حرامی صعودی Bullish Harami

حرامی صعودی یک الگوی نمودار شمعی پایه است که نشان می دهد روند نزولی در یک دارایی یا بازار ممکن است معکوس شود.

کلیک ها - 175
Synonyms - حرامی صعودی,Bullish Harami
وایت پیپر (White Paper)

وایت پیپر (White Paper) یا سند سفید یک سند آموزشی، تحلیلی و اطلاعاتی است که توسط شرکت‌ها، استارتاپ‌ها، سازمان‌های غیرانتفاعی یا نهادهای دولتی منتشر می‌شود تا یک محصول، خدمت، فناوری، روش اجرایی یا راه‌حل خاص را معرفی و مزایای آن را تشریح کند.

کلیک ها - 7
Synonyms - وایت پیپر,White Paper
کم‌بیمه‌ بودن (Underinsurance)

کم‌بیمه‌بودن (Underinsurance) به وضعیتی گفته می‌شود که پوشش بیمه‌ای فرد یا دارایی، برای جبران کامل خسارت‌ها و هزینه‌های احتمالی کافی نباشد. به عبارت دیگر، فرد دارای بیمه است، اما سقف تعهدات و پوشش بیمه‌نامه آنقدر پایین است که در زمان وقوع حادثه، بخش قابل‌توجهی از هزینه‌ها را باید شخصاً پرداخت کند.

کلیک ها - 34
Synonyms - کم‌بیمه‌ بودن,Underinsurance
آفست Offset

آفست (Offset) در امور مالی به مجموعه‌ای از استراتژی‌های مدیریت ریسک گفته می‌شود که در آن، فرد یا شرکت با گرفتن موقعیتی کاملاً معکوس نسبت به موقعیت قبلی، اثر سود یا زیان احتمالی را خنثی می‌کند. هدف اصلی آفست، کاهش ریسک، حذف تعهدات یا تثبیت وضعیت مالی است.

کلیک ها - 55
Synonyms - آفست,Offset
حساب کارگزاری Brokerage account

حساب کارگزاری یک حساب سرمایه گذاری است که در یک شرکت کارگزاری دارای مجوز نگهداری می شود. یک سرمایه گذار وجوه را به حساب کارگزاری خود واریز می کند و کارگزار دستورات سرمایه گذاری هایی مانند سهام، اوراق قرضه، صندوق های سرمایه گذاری مشترک و صندوق های قابل معامله در بورس (ETF) را از طرف سرمایه گذار اجرا می کند.

کلیک ها - 366
Synonyms - حساب کارگزاری,Brokerage account
شرکت های وابسته Affiliated Companies

شرکت ها زمانی وابسته می شوند که یک شرکت سهامدار اقلیت دیگری باشد. در بیشتر موارد، شرکت مادر کمتر از 50 درصد از سهام شرکت وابسته خود را دارد. دو شرکت نیز ممکن است وابسته باشند اگر توسط یک شخص ثالث جداگانه کنترل شوند.

کلیک ها - 297
Synonyms - شرکت های وابسته,Affiliated Companies
سرمایه‌گذار Investor

سرمایه‌گذار فرد یا نهادی است که سرمایه (پول) را با هدف کسب بازده و دستیابی به اهداف مالی—مثل پس‌انداز بازنشستگی، خرید خانه، یا ایجاد ثروت بلندمدت—اختصاص می‌دهد.

کلیک ها - 79
Synonyms - سرمایه‌گذار,Investor