کمک یار متا
واژه نامه اینترنتی متا
کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.
| Term | شرح |
|---|---|
| قتلعام هالووین Halloween Massacre | اصطلاح Halloween Massacre به تصمیم جنجالی دولت کانادا در تاریخ ۳۱ اکتبر ۲۰۰۶ (شب هالووین) اشاره دارد که طی آن اعلام شد تمام صندوقهای درآمدی (Income Trusts) مستقر در کانادا مشمول مالیات خواهند شد.
کلیک ها - 67 Synonyms -
قتلعام هالووین,Halloween Massacre |
| قدرت Authority | قدرت Authority: ترکیبی از سیگنال هایی که موتورهای جستجو برای ارزیابی وب سایت ها و صفحات وب به منظور اهداف رتبه بندی استفاده می کنند.
کلیک ها - 355 Synonyms -
Authority,قدرت |
| قدرت بازار Market Power | قدرت بازار یا قدرت تعیین قیمت به توانایی یک شرکت برای تأثیرگذاری بر قیمت یک محصول از طریق دستکاری عرضه، تقاضا، یا هر دو گفته میشود. این توانایی باعث میشود شرکت بتواند حاشیه سود خود را کنترل کرده و برای رقبا مانع ورود ایجاد کند.
کلیک ها - 24 Synonyms -
قدرت بازار,Market Power |
| قدرت خرید Buying Power | قدرت خرید، که به آن سهام مازاد نیز گفته می شود، پولی است که سرمایه گذار برای خرید اوراق بهادار در یک زمینه معاملاتی در دسترس دارد. قدرت خرید برابر است با کل وجه نقد نگهداری شده در حساب کارگزاری به اضافه تمام حاشیه موجود.
کلیک ها - 461 Synonyms -
قدرت خرید,Buying Power |
| قدرت دامنه Domain Authority | قدرت دامنه Domain Authority: "قدرت یا رنک" کلی یک وب سایت، که در طول زمان ایجاد می شود، بدان معنی که می تواند به یک صفحه جدید کمک کند تا به سرعت رتبه خوبی پیدا کند، حتی قبل از اینکه آن محتوا لینک یا تعامل را به دست آورد.
کلیک ها - 422 Synonyms -
Domain Authority,قدرت دامنه |
| قرار وثیقه Bail Bond | قرار وثیقه توافقی است که توسط یک متهم برای حضور در محاکمه یا پرداخت مبلغی که توسط دادگاه تعیین می شود. ضمانت نامه توسط یک نماینده ضمانت نامه امضا می شود که در ازای تضمین پرداخت هزینه ای از متهم دریافت می کند.
کلیک ها - 203 Synonyms -
قرار وثیقه,Bail Bond |
| قرارداد | تعریف قراردادقرارداد عبارت است از سندی كه حكايت تار وقوع يک يا چند عقد می كند و متضمن شرايط وقوع آن عقود نيز ميباشد. به منظور اين كه تعريف قرارداد بهتر مفهوم شود، لازم است سند و عقد هم تعريف شود.
کلیک ها - 4022 Synonyms -
قرارداد |