کمک یار متا
واژه نامه اینترنتی متا
کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.
| Term | شرح |
|---|---|
| مدل هِستون Heston Model | مدل هِستون که توسط استیون هِستون (Steven Heston) در سال ۱۹۹۳ معرفی شد، یک مدل نوسان تصادفی (Stochastic Volatility Model) برای قیمتگذاری اختیار معامله اروپایی (European Options) است.
کلیک ها - 87 Synonyms -
مدل هِستون,Heston Model |
| مدل هکشر-اُهلین Heckscher-Ohlin Model | مدل هکشر-اُهلین یک نظریه اقتصادی در حوزه تجارت بینالملل و تخصیص منابع است. این مدل بیان میکند که هر کشور باید کالاهایی را صادر کند که در تولید آنها بیشترین کارایی و مزیت نسبی را دارد، و کالاهایی را وارد کند که تولید آنها برایش پرهزینه یا ناکارآمد است.
کلیک ها - 60 Synonyms -
مدل هکشر-اُهلین,Heckscher-Ohlin Model |
| مدل کسب و کار Business Model | اصطلاح مدل کسب و کار به طرح یک شرکت برای کسب سود اشاره دارد. محصولات یا خدماتی را که کسب و کار قصد فروش آنها را دارد، بازار هدف شناسایی شده و هر گونه هزینه پیش بینی شده را مشخص می کند. مدلهای کسبوکار هم برای کسب و کارهای جدید و هم برای کسبوکارهای جدید مهم هستند. آنها به شرکت ها در جذب سرمایه گذاری، جذب استعدادها و ایجاد انگیزه در مدیریت و کارکنان کمک می کنند.
کلیک ها - 124 Synonyms -
مدل کسب و کار,Business Model |
| مدل سازی مالی Financial Modeling | مدلسازی مالی فرآیند ایجاد خلاصهای از هزینهها و درآمدهای یک شرکت در قالب یک صفحه گسترده است که میتواند برای محاسبه تأثیر یک رویداد یا تصمیم آینده مورد استفاده قرار گیرد.
کلیک ها - 122 Synonyms -
مدل سازی مالی,Financial Modeling |
| مدلسازی داده Data Modeling | مدلسازی داده: فرآیندی که در زبانهای شیگرا به کار میرود که اشیا و نحوه ارتباط آنها را شناسایی میکند.
کلیک ها - 450 Synonyms -
مدلسازی داده,Data Modeling |
| مدیر ارشد اجرایی Chief Executive Officer | مدیر ارشد اجرایی (CEO) بالاترین رتبه اجرایی در یک شرکت است. مسئولیت های اصلی یک مدیر عامل شامل تصمیم گیری های اصلی شرکت، هدایت نیروی کار و منابع یک شرکت به سمت اهداف استراتژیک و عمل به عنوان نقطه اصلی ارتباط بین هیئت مدیره و عملیات شرکت است. مدیر اجرایی در بسیاری از موارد به عنوان چهره عمومی شرکت عمل می کند.
کلیک ها - 429 Synonyms -
مدیر ارشد اجرایی,Chief Executive Officer,CEO |
| مدیر ارشد فناوری Chief Technology Officer | مدیر ارشد فناوری (CTO) مسئول اجرایی نیازهای فناورانه سازمان و همچنین تحقیق و توسعه آن (R&D) است. این فرد که به عنوان یک مدیر ارشد فنی نیز شناخته می شود، نیازهای کوتاه مدت و بلند مدت یک سازمان را بررسی می کند و از سرمایه برای انجام سرمایه گذاری های طراحی شده برای کمک به سازمان برای رسیدن به اهداف خود استفاده می کند.
کلیک ها - 298 Synonyms -
مدیر ارشد فناوری,Chief Technology Officer,CTO |