Skip to main content

کمک یار متا

واژه نامه اینترنتی متاکمک یار متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
تسهیلات Facility

تسهیلات یک برنامه کمک مالی رسمی است که توسط یک موسسه وام دهنده برای کمک به شرکتی که به سرمایه عملیاتی نیاز دارد، ارائه می‌شود. انواع تسهیلات شامل خدمات اضافه برداشت، طرح‌های پرداخت معوق، خطوط اعتباری (LOC)، اعتبار چرخشی، وام‌های مدت‌دار، اعتبار اسنادی و وام‌های سوئینگ‌لاین است. تسهیلات اساساً نام دیگری برای وامی است که توسط یک شرکت گرفته می‌شود.

کلیک ها - 381
Synonyms - تسهیلات,Facility
مرکز سرمایه‌گذاری Investment Center

مرکز سرمایه‌گذاری (Investment Center) یک واحد تجاری در یک شرکت است که از سرمایه (Capital) برای ایجاد سود استفاده می‌کند و عملکرد آن بر اساس بازده سرمایه نسبت به هزینه‌های انجام‌شده ارزیابی می‌شود.

کلیک ها - 76
Synonyms - مرکز سرمایه‌گذاری,Investment Center
شاخص اقتصادی Economic Indicator

شاخص اقتصادی، بخشی از داده‌های اقتصادی، معمولاً در مقیاس کلان اقتصادی است که توسط تحلیلگران برای تفسیر احتمالات سرمایه‌گذاری فعلی یا آینده استفاده می‌شود. این شاخص‌ها همچنین به قضاوت در مورد سلامت کلی یک اقتصاد کمک می‌کنند. در حالی که شاخص‌های اقتصادی مختلفی وجود دارد، بخش‌های خاصی از داده‌های منتشر شده توسط دولت و سازمان‌های غیرانتفاعی به طور گسترده مورد توجه قرار گرفته‌اند. چنین شاخص‌هایی شامل شاخص قیمت مصرف‌کننده (CPI)، تولید ناخالص داخلی (GDP) یا ارقام بیکاری می‌شوند، اما محدود به آنها نیستند.

کلیک ها - 185
Synonyms - شاخص اقتصادی,Economic Indicator
قیمت سر به سر Break-Even Price

قیمت سر به‌ سر مقدار پول یا تغییر ارزش است که برای پوشش هزینه‌های خرید و تملک دارایی باید فروخته شود. همچنین می تواند به مقدار پولی اشاره کند که یک محصول یا خدمات باید برای پوشش هزینه های ساخت یا ارائه آن فروخته شود.

کلیک ها - 325
Synonyms - قیمت سر به سر,Break-Even Price
جسی لوریستون لیورمور Jesse L. Livermore

جسی لیورمور یکی از معروف‌ترین معامله‌گران تاریخ وال‌استریت در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم بود. او با وجود نداشتن تحصیلات رسمی، از ۱۴ سالگی وارد دنیای معاملات شد و به‌سرعت به دلیل استراتژی‌های منحصربه‌فردش در معاملات سهام و کالا شهرت یافت.

کلیک ها - 73
Synonyms - جسی لوریستون لیورمور,Jesse L. Livermore
یک نهاد جریان مستقیم Flow-Through Entity

یک نهاد جریان مستقیم: یک کسب و کار قانونی است که هر درآمدی را که به دست می‌آورد، مستقیماً به مالکان، سهامداران یا سرمایه‌گذاران خود منتقل می‌کند. در نتیجه، فقط این افراد و نه خود نهاد، مشمول مالیات بر درآمد می‌شوند. نهادهای جریان مستقیم یک ابزار رایج برای جلوگیری از مالیات مضاعف هستند که برای درآمد شرکت‌های معمولی اتفاق می‌افتد.

کلیک ها - 263
Synonyms - یک نهاد جریان مستقیم,Flow-Through Entity
اندیکاتور سهمی‌وار سار Parabolic SAR

اندیکاتور Parabolic SAR (مخفف Stop and Reverse) یک ابزار تحلیل تکنیکال است که توسط جی. ولز وایلدر (J. Welles Wilder) طراحی شده و برای تشخیص روند قیمت و نقاط احتمالی بازگشت (Reversal) استفاده می‌شود.

کلیک ها - 44
Synonyms - اندیکاتور سهمی‌وار سار,Parabolic SAR