کمک یار متا
واژه نامه اینترنتی متا
کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.
| Term | شرح |
|---|---|
| پیچبوک Pitchbook | Pitchbook یک سند حرفهای و بازاریابی است که توسط بانکهای سرمایهگذاری یا شرکتهای مالی تهیه میشود تا خدمات، توانمندیها و پیشنهادهای خود را به مشتریان بالقوه معرفی کنند.
کلیک ها - 36 Synonyms -
پیچبوک,Pitchbook |
| پیش بینی اقتصادی Economic Forecasting | پیش بینی اقتصادی فرآیند تلاش برای پیشبینی شرایط آینده اقتصاد با استفاده از ترکیبی از شاخصها است. پیشبینی شامل ساخت مدلهای آماری با ورودیهای چندین متغیر کلیدی است که معمولاً در تلاش برای دستیابی به نرخ رشد تولید ناخالص داخلی (GDP) در آینده انجام میشود.
کلیک ها - 135 Synonyms -
پیش بینی اقتصادی,Economic Forecasting |
| پیش بینی تکنیکی Forecasting | پیشبینی تکنیکی است که از دادههای تاریخی برای تصمیمگیری آگاهانه در مورد رویدادها یا شرایط آینده استفاده میکند. این صرفاً حدس زدن نیست. پیشبینی ابزاری برای کسبوکارها و سرمایهگذاران است که به تجزیه و تحلیل تخصصی نیاز دارد و از مدلهای پیچیدهای برای تخصیص سبد سهام و بودجه استفاده میکند.
کلیک ها - 150 Synonyms -
پیش بینی تکنیکی,Forecasting |
| پیش پرداخت Advance Payment | پیش پرداخت نوعی پرداخت است که قبل از برنامه معمولی آن مانند پرداخت برای یک کالا یا خدمات قبل از دریافت واقعی آن انجام می شود. گاهی اوقات فروشندگان به عنوان محافظت در برابر عدم پرداخت، یا برای پوشش هزینه های از جیب فروشنده برای ارائه خدمات یا محصول، به پیش پرداخت ها نیاز دارند.
کلیک ها - 464 Synonyms -
پیش پرداخت,Advance Payment |
| پیش پرداخت Down Payment | پیش پرداخت مبلغی است که خریدار هنگام خرید یک کالای گرانقیمت مانند خانه یا ماشین، پیشپرداخت میکند. این مبلغ درصدی از کل قیمت خرید را نشان میدهد و معمولاً مابقی آن تأمین مالی میشود. پیشپرداخت میتواند مبلغ بدهی وامگیرنده به وامدهنده، میزان بهرهای که در طول مدت وام پرداخت خواهد کرد و مبالغ پرداخت ماهانه را به میزان قابل توجهی کاهش دهد.
کلیک ها - 228 Synonyms -
پیش پرداخت,Down Payment |
| پیش پرداخت Prepayment | پیشپرداخت به معنای تسویهٔ یک بدهی قبل از موعد سررسید است. این کار میتواند شامل بازپرداخت زودهنگام یک وام، یا حتی پرداخت پیشاپیش برخی هزینهها و مخارج باشد.
کلیک ها - 59 Synonyms -
پیش پرداخت,Prepayment |
| پیش پرداخت نقدی Cash Advance | پیش پرداخت نقدی یک وام کوچک و کوتاه مدت است که از طریق بانک ها، کارت های اعتباری، برنامه های وام دهی و سایر منابع در دسترس است.
کلیک ها - 329 Synonyms -
پیش پرداخت نقدی,Cash Advance |