کمک یار متا
واژه نامه اینترنتی متا
کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.
| Term | شرح |
|---|---|
| بدهی تعهدی Accrued Liability | اصطلاح «بدهی تعهدی» به هزینه ای اطلاق میشود که انجام شده اما هنوز توسط یک شرکت یا تجارت پرداخت نشده است. اینها هزینه هایی برای کالاها و خدماتی است که قبلاً به یک شرکت تحویل داده شده است و باید در آینده هزینه آن را بپردازد.
کلیک ها - 365 Synonyms -
بدهی تعهدی,Accrued Liability |
| بدهی جاری بدون بهره Non-Interest-Bearing Current Liability | بدهی جاری بدون بهره یا Non-Interest-Bearing Current Liability (NIBCL) به تعهدات مالی کوتاهمدتی گفته میشود که باید حداکثر ظرف یک سال تسویه شوند و هیچ بهرهای به آنها تعلق نمیگیرد؛ چه برای اشخاص حقیقی و چه برای شرکتها.
کلیک ها - 75 Synonyms -
بدهی جاری بدون بهره,Non-Interest-Bearing Current Liability,NIBCL |
| بدهی جونیور Junior Debt | بدهی جونیور که به آن بدهی فرعی یا Subordinated Debt نیز گفته میشود، نوعی ابزار مالی است که در صورت نکول یا ورشکستگی شرکت، اولویت بازپرداخت آن کمتر از بدهیهای ارشد (Senior Debt) است.
کلیک ها - 79 Synonyms -
بدهی جونیور,Junior Debt |
| بدهی خارجی External Debt | بدهی خارجی بخشی از بدهی یک کشور است که از وام دهندگان خارجی، از جمله بانکهای تجاری، دولتها یا موسسات مالی بینالمللی قرض گرفته میشود. این وامها، شامل بهره، معمولاً باید به ارزی که وام با آن داده شده است، پرداخت شوند. برای به دست آوردن ارز مورد نیاز، کشور وام گیرنده ممکن است کالا را به کشور وام دهنده بفروشد و صادر کند.
کلیک ها - 136 Synonyms -
بدهی خارجی,External Debt |
| بدهی خالص Net Debt | بدهی خالص (Net Debt) معیاری مالی است که نشان میدهد یک شرکت پس از کسر پول نقد و داراییهای نقدشونده، چه مقدار بدهی واقعی دارد. این شاخص تصویر دقیقتری از وضعیت مالی شرکت ارائه میدهد، زیرا نقدینگی موجود در شرکت میتواند بلافاصله برای کاهش بدهیها استفاده شود.
کلیک ها - 90 Synonyms -
بدهی خالص,Net Debt |
| بدهی خالص به ازای هر نفر Net Debt Per Capita | بدهی خالص به ازای هر نفر معیاری است که میزان بدهی دولت را با توجه به سهم هر شهروند محاسبه میکند. به بیان ساده، این شاخص نشان میدهد اگر بدهی دولت بین جمعیت کشور تقسیم شود، سهم هر فرد از بدهی دولت چقدر خواهد بود.
کلیک ها - 54 Synonyms -
بدهی خالص به ازای هر نفر,Net Debt Per Capita |
| بدهی زیرمجموعه (Subordinated Debt) | «بدهی زیرمجموعه» یا Subordinated Debt نوعی وام یا اوراق بدهی است که در مقایسه با سایر بدهیهای شرکت، در اولویت پایینتری برای بازپرداخت قرار دارد.
کلیک ها - 43 Synonyms -
بدهی زیرمجموعه,Subordinated Debt |