کمک یار متا
واژه نامه اینترنتی متا
کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.
| Term | شرح |
|---|---|
| واسطه مالی Financial Intermediary | واسطه مالی نهادی است که به عنوان واسطه بین دو طرف در یک معامله مالی، مانند بانک تجاری، بانک سرمایهگذاری، صندوق سرمایهگذاری مشترک یا صندوق بازنشستگی عمل میکند. واسطههای مالی مزایای متعددی را برای مصرفکننده عادی ارائه میدهند، از جمله ایمنی، نقدینگی و صرفهجویی به مقیاس در بانکداری و مدیریت دارایی. اگرچه در برخی زمینهها، مانند سرمایهگذاری، پیشرفتهای فناوری، واسطهگری مالی را تهدید میکند، اما حذف واسطهگری در سایر زمینههای مالی، از جمله بانکداری و بیمه، تهدید بسیار کمتری است.
کلیک ها - 229 Synonyms -
واسطه مالی,Financial Intermediary |
| واسطه مبادله Medium of Exchange | واسطه مبادله ابزاری یا نظامی است که برای تسهیل خرید و فروش کالاها و خدمات بین افراد و کسبوکارها استفاده میشود.
کلیک ها - 52 Synonyms -
واسطه مبادله,Medium of Exchange |
| واکنشگرا Responsive Website | واکنشگرا Responsive Website: طراحی وب واکنشگرا رویکردی است که نشان می دهد طراحی و توسعه باید به رفتار و محیط کاربر بر اساس اندازه صفحه نمایش، پلت فرم و جهت گیری پاسخ دهد. این موضوع شامل ترکیبی از شبکه ها و طرح بندیهای انعطاف پذیر، تصاویر و استفاده هوشمندانه از پرسشهای رسانهای CSS است.
کلیک ها - 730 Synonyms -
Responsive Website,واکنشگرا |
| واگذاری Assignment | واگذاری: انتقال حقوق یا دارایی یک فرد به شخص یا تجارت دیگری. این مفهوم در انواع معاملات تجاری وجود دارد و اغلب به صورت قراردادی بیان می شود. در معاملات، واگذاری زمانی اتفاق می افتد که یک قرارداد اختیار معامله اعمال می شود.
کلیک ها - 243 Synonyms -
واگذاری,Assignment,تخصیص |
| واگذاری Disposition | واگذاری، عمل فروش یک دارایی یا اوراق بهادار است. رایجترین شکل واگذاری، فروش یک سرمایهگذاری سهام در بازار آزاد، مانند بورس اوراق بهادار است.
کلیک ها - 353 Synonyms -
واگذاری,Disposition |
| واگذاری Divestiture | واگذاری جزئی یا کامل عملیات یا داراییهای یک شرکت یا نهاد دیگر از طریق فروش، مبادله، تعطیلی یا ورشکستگی است. واگذاری معمولاً ناشی از تصمیم مدیریت برای توقف فعالیت یک واحد تجاری است زیرا بخشی از صلاحیت اصلی شرکت نیست.
کلیک ها - 286 Synonyms -
واگذاری,Divestiture,Divestment |
| واگذاری اتکایی (Reinsurance Ceded) | «واگذاری اتکایی» یا Reinsurance Ceded اصطلاحی در صنعت بیمه است که به بخشی از ریسک اشاره دارد که یک شرکت بیمه اصلی به یک شرکت بیمه دیگر (بیمهگر اتکایی) منتقل میکند.
کلیک ها - 33 Synonyms -
واگذاری اتکایی,Reinsurance Ceded |