Skip to main content

کمک یار متا

ℹ️واژه نامه اینترنتی متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
هزینه پیش‌پرداخت خدمات (Retainer Fee)

هزینه Retainer یا Retainer Fee مبلغی است که از قبل (پیش‌پرداخت) به یک متخصص مانند وکیل، مشاور یا فریلنسر پرداخت می‌شود تا خدمات او برای شما رزرو یا تضمین شود.

کلیک ها - 70
Synonyms - هزینه پیش‌پرداخت خدمات,Retainer Fee
هزینه غیرعملیاتی Non‑Operating Expense

هزینه غیرعملیاتی یا Non‑Operating Expense به هزینه‌هایی گفته می‌شود که ارتباط مستقیمی با فعالیت‌ها و عملیات اصلی یک کسب‌وکار ندارند. این هزینه‌ها از فعالیت‌های جانبی، تأمین مالی یا رویدادهای غیرمعمول ناشی می‌شوند و بخشی از فرآیند تولید کالا یا ارائه خدمات نیستند.

کلیک ها - 81
Synonyms - هزینه غیرعملیاتی,Non‑Operating Expense
هزینه بدهی بد Bad Debt Expense

هزینه بدهی بد زمانی شناسایی می شود که یک مطالبه دیگر قابل وصول نباشد زیرا مشتری به دلیل ورشکستگی یا سایر مشکلات مالی قادر به انجام تعهد خود برای پرداخت بدهی معوق نیست.

کلیک ها - 378
Synonyms - هزینه بدهی بد,Bad Debt Expense
هزینه سرمایه Cost of Capital

هزینه سرمایه محاسبه حداقل بازدهی است که برای توجیه انجام یک پروژه بودجه بندی سرمایه، مانند ساخت یک کارخانه جدید، ضروری است. ارزیابی این است که آیا یک تصمیم پیش بینی شده می تواند با هزینه آن توجیه شود یا خیر.

کلیک ها - 414
Synonyms - هزینه سرمایه,Cost of Capital,WACC
هزینه بدهی Cost of Debt

هزینه بدهی (Cost of Debt) به نرخ بهره مؤثری اشاره دارد که یک شرکت برای بدهی‌های خود مانند وام‌ها و اوراق قرضه پرداخت می‌کند. این هزینه نشان‌دهنده میزان هزینه‌ای است که شرکت برای تأمین مالی از طریق بدهی متحمل می‌شود. هزینه بدهی معمولاً پس از کسر مالیات محاسبه می‌شود، زیرا بهره بدهی معمولاً از مالیات کسر می‌شود

کلیک ها - 802
Synonyms - هزینه بدهی,Cost of Debt
هزینه واحد (Unit Cost)

هزینه واحد (Unit Cost) معیاری است که کل هزینه تولید، نگهداری، انبارداری و فروش یک واحد از محصول یا خدمت را نشان می‌دهد. این شاخص یکی از مهم‌ترین معیارهای مالی و حسابداری است که شرکت‌ها از آن برای سنجش کارایی تولید، تعیین قیمت فروش و ارزیابی سودآوری استفاده می‌کنند.

کلیک ها - 59
Synonyms - هزینه واحد,Unit Cost
هویت برند Brand Identity

هویت برند، عناصر قابل مشاهده بیرونی یک برند را توصیف می کند که برند را در ذهن مصرف کنندگان شناسایی و متمایز می کند. در حالی که این می تواند شامل جنبه های بصری مانند رنگ، طرح و لوگو باشد، همچنین شامل نوع زبان و تعاملات یک برند با مصرف کنندگان است. هویت برند قوی با هدف استراتژیک برای پرورش تصویر برند خاص در ذهن مصرف کنندگان ساخته می شود.

کلیک ها - 290
Synonyms - هویت برند,Brand Identity