کمک یار متا
ℹ️واژه نامه اینترنتی متا
کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.
| Term | شرح |
|---|---|
| هومو اکونومیکوس Homo Economicus | هومو اکونومیکوس یک مفهوم نظری در اقتصاد است که انسان را بهعنوان موجودی کاملاً عقلانی و خودمحور در تصمیمگیریهای اقتصادی توصیف میکند.
کلیک ها - 222 Synonyms -
هومو اکونومیکوس,Homo Economicus |
| هزینه سربار متغیر (Variable Overhead) | هزینه سربار متغیر (Variable Overhead) به هزینههای غیرمستقیم تولید گفته میشود که با افزایش یا کاهش حجم تولید تغییر میکنند. به بیان ساده، هرچه میزان تولید یک کسبوکار بیشتر شود، این هزینهها نیز افزایش مییابند و با کاهش تولید، کمتر میشوند.
کلیک ها - 62 Synonyms -
هزینه سربار متغیر,Variable Overhead |
| همه خطرات All Risks | «همه خطرات» به نوعی از پوشش بیمه ای اطلاق می شود که به طور خودکار هر خطری را که قرارداد به صراحت از آن حذف نمی کند، پوشش می دهد.
کلیک ها - 353 Synonyms -
همه خطرات,All Risks |
| هزینه یابی کامل Full Costing | هزینهیابی کامل یک روش حسابداری است که برای تعیین هزینه کامل تولید محصولات یا خدمات از ابتدا تا انتها استفاده میشود.
کلیک ها - 357 Synonyms -
هزینه یابی کامل,Full Costing |
| هزینه نهایی Marginal Cost | هزینه نهایی (Marginal Cost) مقدار هزینهی اضافی است که یک کسبوکار برای تولید یک واحد بیشتر از محصول خود پرداخت میکند.
کلیک ها - 217 Synonyms -
هزینه نهایی,Marginal Cost |
| هزینه استهلاک Depreciated Cost | هزینه استهلاک، ارزش یک دارایی ثابت منهای تمام استهلاک انباشتهای است که در مقابل آن ثبت شده است. در مفهوم اقتصادی وسیعتر، هزینه استهلاک، مجموع مبلغ سرمایهای است که در یک دوره معین، مانند یک سال مالی، "مصرف" میشود. هزینه استهلاک را میتوان برای بررسی روند هزینههای سرمایهای یک شرکت و میزان تهاجمی بودن روشهای حسابداری آنها، از طریق میزان دقت محاسبه استهلاک، بررسی کرد.
کلیک ها - 344 Synonyms -
هزینه استهلاک,Depreciated Cost |
| هزینه یکباره One‑Time Charge | هزینه یکباره به هزینهای غیرمنتظره و غیرتکرارشونده گفته میشود که بهطور موقت بر سود شرکت تأثیر منفی میگذارد. این نوع هزینهها معمولاً خارج از فعالیت اصلی و روزمره شرکت رخ میدهند و تکرارپذیر نیستند.
کلیک ها - 87 Synonyms -
هزینه یکباره,One‑Time Charge |