Skip to main content

کمک یار متا

واژه نامه اینترنتی متاکمک یار متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
مدیریت دارایی/بدهی Asset/Liability Management

مدیریت دارایی/بدهی فرآیند مدیریت استفاده از دارایی‌ها و جریان‌های نقدی برای کاهش ریسک زیان شرکت از عدم پرداخت به موقع بدهی است. دارایی ها و بدهی های خوب مدیریت شده، سود کسب و کار را افزایش می دهد.

کلیک ها - 538
Synonyms - مدیریت دارایی/بدهی,Asset/Liability Management
مدیریت ریسک سازمانی Enterprise Risk Management

مدیریت ریسک سازمانی (ERM) روشی است که به مدیریت ریسک از منظر کل شرکت یا سازمان به صورت استراتژیک نگاه می‌کند. این یک استراتژی از بالا به پایین است که هدف آن شناسایی، ارزیابی و آماده‌ سازی برای زیان‌ها، خطرات، ریسک‌ها و سایر پتانسیل‌های آسیب است که ممکن است با عملیات و اهداف یک سازمان تداخل داشته باشد و/یا منجر به زیان شود.

کلیک ها - 254
Synonyms - مدیریت ریسک سازمانی,Enterprise Risk Management,ERM
مدیریت ریسک مالی Financial Risk Management

مدیریت ریسک مالی به فرآیندی گفته می‌شود که در آن ریسک‌های احتمالی در تصمیمات سرمایه‌گذاری شناسایی، تحلیل و مدیریت می‌شوند تا از زیان‌های احتمالی جلوگیری یا میزان آن‌ها کاهش یابد.

کلیک ها - 38
Synonyms - مدیریت ریسک مالی,Financial Risk Management
مدیریت زنجیره تأمین (Supply Chain Management - SCM)

مدیریت زنجیره تأمین (SCM) به فرآیند نظارت، هماهنگی و بهینه‌سازی تمام مراحل تولید و توزیع کالا گفته می‌شود؛ از تأمین مواد اولیه تا تحویل محصول نهایی به مشتری. هدف اصلی SCM افزایش کارایی، کاهش هزینه‌ها و ایجاد ارزش بیشتر برای مشتری است.

کلیک ها - 23
Synonyms - مدیریت زنجیره تأمین,Supply Chain Management,SCM
مدیریت سرمایه بلندمدت Long-Term Capital Management

LTCM یک صندوق پوشش ریسک (Hedge Fund) بسیار مشهور بود که توسط گروهی از اقتصاددانان برنده نوبل و معامله‌گران برجسته وال‌استریت تأسیس شد. این صندوق در ابتدا عملکردی فوق‌العاده داشت، اما در سال ۱۹۹۸ به دلیل اتخاذ استراتژی‌های معاملاتی با اهرم مالی بسیار بالا دچار سقوطی فاجعه‌بار شد.

کلیک ها - 51
Synonyms - مدیریت سرمایه بلندمدت,Long-Term Capital Management,LTCM
مدیریت سرمایه گذاری اختیاری Discretionary Investment Management

مدیریت سرمایه گذاری اختیاری شکلی از مدیریت سرمایه گذاری است که در آن تصمیمات خرید و فروش توسط مدیر پورتفولیو یا مشاور سرمایه گذاری برای حساب مشتری اتخاذ می شود. اصطلاح "اختیاری" به این واقعیت اشاره دارد که تصمیمات سرمایه گذاری به صلاحدید مدیر پورتفولیو گرفته می شود. این بدان معناست که مشتری باید حداکثر اعتماد را به توانایی های مدیر سرمایه گذاری داشته باشد.

کلیک ها - 314
Synonyms - مدیریت سرمایه گذاری اختیاری,Discretionary Investment Management
مدیریت سرمایه‌گذاری Investment Management

مدیریت سرمایه‌گذاری (Investment Management) به فرآیند مدیریت یک پرتفوی سرمایه‌گذاری یا مجموعه‌ای از دارایی‌ها گفته می‌شود. این مدیریت شامل مجموعه‌ای از فعالیت‌هاست، از جمله:

  • خرید و فروش دارایی‌ها
  • تدوین استراتژی‌های سرمایه‌گذاری
  • طراحی استراتژی‌های مالیاتی
  • مدیریت تخصیص دارایی‌ها (Asset Allocation)
  • و گاهی انجام امور مالی دیگر مانند بانکداری، بودجه‌بندی و مدیریت ریسک
کلیک ها - 111
Synonyms - مدیریت سرمایه‌گذاری,Investment Management