Skip to main content

کمک یار متا

واژه نامه اینترنتی متاکمک یار متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
مصرف خودمختار یا مستقل Autonomous Consumption

مصرف خودمختار به عنوان مخارجی تعریف می شود که مصرف کنندگان حتی زمانی که هیچ درآمد قابل تصرفی ندارند باید انجام دهند. بدون در نظر گرفتن میزان درآمد یا پولی که مصرف کننده در هر زمان در اختیار دارد، باید کالاهای خاصی را خریداری کرد.

کلیک ها - 228
Synonyms - مصرف خودمختار یا مستقل,Autonomous Consumption
مالک ذی‌نفع غیرمعترض Non‑Objecting Beneficial Owner

مالک ذی‌نفع غیرمعترض یا Non‑Objecting Beneficial Owner (NOBO) به سهامداری گفته می‌شود که به یک واسطه مالی (مانند کارگزار یا بانک نگهدارنده اوراق بهادار) اجازه می‌دهد نام و نشانی او را در اختیار شرکت یا ناشر اوراق بهاداری که سهام آن را خریده قرار دهد.

کلیک ها - 50
Synonyms - مالک ذی‌نفع غیرمعترض,Non‑Objecting Beneficial Owner,NOBO
میانگین موزون ارزش بازار (Weighted Average Market Capitalization)

میانگین موزون ارزش بازار (Weighted Average Market Capitalization) روشی برای ساخت شاخص‌های بازار سهام است که در آن وزن هر شرکت بر اساس ارزش بازار (Market Capitalization) آن تعیین می‌شود. در این روش، شرکت‌های بزرگ‌تر تأثیر بسیار بیشتری بر حرکت شاخص دارند و شرکت‌های کوچک‌تر تأثیر کمتری خواهند داشت.

کلیک ها - 14
Synonyms - میانگین موزون ارزش بازار,Weighted Average Market Capitalization
مدل جعبه سیاه Black Box Model

در علم، محاسبات و مهندسی، جعبه سیاه دستگاه، سیستم یا شیئی است که اطلاعات مفیدی را بدون فاش کردن هیچ گونه اطلاعاتی در مورد عملکرد داخلی خود تولید می کند. توضیحات برای نتیجه گیری آن مبهم یا "سیاه" باقی می ماند.

کلیک ها - 190
Synonyms - مدل جعبه سیاه,Black Box Model
میدان نفتی Oil Field

میدان نفتی (Oil Field) به منطقه‌ای مشخص از خشکی یا دریا گفته می‌شود که در زیر آن نفت خام و گاز طبیعی وجود دارد و از طریق عملیات فنی و مهندسی از لایه‌های زیرسطحی زمین استخراج می‌شود. میدان‌های نفتی یکی از ارکان اصلی تأمین انرژی جهان هستند و نقش کلیدی در اقتصاد، سیاست و صنعت ایفا می‌کنند.

کلیک ها - 55
Synonyms - میدان نفتی,Oil Field
مزیت نسبی Comparative Advantage

مزیت نسبی توانایی اقتصاد برای تولید کالا یا خدمات خاص با هزینه فرصت کمتر از شرکای تجاری خود است. مزیت نسبی برای توضیح اینکه چرا شرکت ها، کشورها یا افراد می توانند از تجارت سود ببرند استفاده می شود.

کلیک ها - 195
Synonyms - مزیت نسبی,Comparative Advantage
مولتیپل Multiple

مولتیپل (Multiple) یک ابزار بسیار مهم در ارزش‌گذاری شرکت‌ها است. در این روش، یک معیار مالی را بر یک معیار مالی دیگر تقسیم می‌کنند تا مشخص شود آیا یک شرکت در مقایسه با شرکت‌های مشابه ارزان‌تر یا گران‌تر است.

کلیک ها - 103
Synonyms - مولتیپل,Multiple