کمک یار متا
واژه نامه اینترنتی متا
کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.
| Term | شرح |
|---|---|
| دلار جامائیکا Jamaican Dollar | JMD مخفف Jamaican Dollar یا دلار جامائیکا است؛ واحد پول رسمی کشور جزیرهای جامائیکا. دلار جامائیکا مانند بسیاری از ارزهای دیگر به ۱۰۰ سنت تقسیم میشود. نماد این ارز معمولاً به صورت J$ یا JA$ نوشته میشود تا از دلار آمریکا یا سایر دلارها متمایز شود.
کلیک ها - 62 Synonyms -
دلار جامائیکا,Jamaican Dollar,JMD |
| دلار نیوزیلند NZD | دلار نیوزیلند (NZD) ارز رسمی نیوزیلند و سرزمینهای وابسته آن از جمله جزایر کوک، نیوئه، توکلاا و جزایر پیتکرن است. این ارز از ۱۰۰ سنت تشکیل یافته و با نماد $ یا NZ$ نمایش داده میشود تا از سایر دلارها (مانند دلار آمریکا یا دلار استرالیا) متمایز شود.
کلیک ها - 61 Synonyms -
دلار نیوزیلند,NZD,New Zealand Dollar |
| دلارهای سخت Hard Dollars | دلارهای سخت به پرداختهای نقدی اطلاق میشود که یک سرمایهگذار یا مشتری به شرکت کارگزاری برای دریافت خدمات مشخصی مانند انجام معاملات، نگهداری حساب یا دریافت تحلیلهای مالی پرداخت میکند. این پرداختها معمولاً مبلغی مشخص و از پیش تعیینشده هستند که قبل از شروع همکاری با کارگزار، برای مشتری روشن است.
کلیک ها - 77 Synonyms -
دلارهای سخت,Hard Dollars |
| دلاری شدن Dollarization | دلاری شدن زمانی اتفاق میافتد که پول داخلی یک کشور جایگزین دیگری شود، معمولاً دلار آمریکا. به این ترتیب، دلاری شدن نوعی جایگزینی ارز است. یک کشور معمولاً زمانی که تورم فوق العاده یا بی ثباتی اقتصادی باعث می شود ارز آن سودمندی خود را در بازار ارز خارجی (FX) از دست بدهد، دلاری شدن را اتخاذ می کند. برخی از دولت ها ممکن است در تلاش برای توسعه اقتصاد خود، نوعی دلاری شدن را اتخاذ کنند.
کلیک ها - 245 Synonyms -
دلاری شدن,Dollarization |
| دلال Dealer | دلال ها افراد یا شرکت هایی هستند که اوراق بهادار را به حساب خود خرید و فروش می کنند، چه از طریق کارگزار یا غیره. یک فروشنده به عنوان یک اصل در معامله برای حساب خود عمل می کند، در مقابل یک کارگزار که به عنوان نماینده ای عمل می کند که دستورات را از طرف مشتریان خود اجرا می کند.
کلیک ها - 298 Synonyms -
دلال,Dealer |
| دلتا Delta | دلتا یک معیار ریسک است که تغییر در قیمت یک مشتقه، مانند قرارداد اختیار معامله را با توجه به تغییر 1 دلاری در اوراق بهادار اصلی آن، تخمین میزند. با نماد Δ نشان داده می شود. دلتا همچنین به معامله گران اختیار معامله می گوید که نسبت پوشش دهی خنثی شود. سومین تفسیر از دلتای یک گزینه، احتمال پایان آن در پول است. مقادیر دلتا بسته به نوع گزینه می تواند مثبت یا منفی باشد.
کلیک ها - 275 Synonyms -
دلتا,Delta |
| دلتا خنثی Delta Neutral | دلتا خنثی یک استراتژی پرتفوی با موقعیت های متعدد است که دلتاهای مثبت و منفی را متعادل می کند به طوری که دلتای کلی دارایی ها صفر است. معامله گران اختیار معامله از استراتژی های دلتا خنثی استفاده می کنند تا از نوسانات ضمنی یا زوال زمانی گزینه ها سود ببرند. از این استراتژی ها برای پوشش ریسک نیز استفاده می شود. در زیر، ما این استراتژی را برای مبتدیان و معامله گران با تجربه تر توضیح می دهیم.
کلیک ها - 340 Synonyms -
دلتا خنثی,Delta Neutral |