Skip to main content

کمک یار متا

واژه نامه اینترنتی متاکمک یار متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
حسابداری مالیاتی (Tax Accounting)

حسابداری مالیاتی (Tax Accounting) شاخه‌ای از حسابداری است که برای تهیه اظهارنامه‌های مالیاتی و محاسبه مالیات افراد، شرکت‌ها و سایر نهادها استفاده می‌شود.

کلیک ها - 29
Synonyms - حسابداری مالیاتی,Tax Accounting
حسابداری مبنای نقدی تعدیل‌شده Modified Cash Basis

حسابداری مبنای نقدی تعدیل‌شده یک روش ترکیبی است که عناصر حسابداری نقدی و حسابداری تعهدی را با هم ترکیب می‌کند. این روش تلاش می‌کند «بهترین ویژگی‌های هر دو سیستم» را ارائه دهد:

  • اقلام بلندمدت مثل دارایی‌ها، بدهی‌های بلندمدت، و پروژه‌های سرمایه‌ای → بر مبنای تعهدی ثبت می‌شوند.
  • اقلام کوتاه‌مدت مثل درآمدهای جاری و هزینه‌های روزمره → بر مبنای نقدی ثبت می‌شوند.
کلیک ها - 47
Synonyms - حسابداری مبنای نقدی تعدیل‌شده,Modified Cash Basis
حسابداری مدیریتی Managerial Accounting

پشت بسیاری از تصمیم‌های موفق کسب‌وکار، مجموعه‌ای از اطلاعات مالی دقیق و تحلیل‌شده قرار دارد. اگرچه عموم مردم بیشتر گزارش‌های سالانه براق و صورت‌های مالی فصلی را می‌بینند، اما مدیران سازمان برای تصمیم‌گیری روزانه به ابزارهای دیگری تکیه می‌کنند.

کلیک ها - 51
Synonyms - حسابداری مدیریتی,Managerial Accounting
حسابداری موجودی کالا Inventory Accounting
حسابداری موجودی کالا، فرآیند ارزش‌گذاری و ثبت کالاهای یک شرکت در تمامی مراحل تولید است؛ یعنی از مواد اولیه گرفته تا کالای در حال ساخت و کالای نهایی و آماده فروش.
کلیک ها - 108
Synonyms - حسابداری موجودی کالا,Inventory Accounting
حسابداری نقدی Cash Accounting

حسابداری نقدی روشی حسابداری است که در آن رسیدهای پرداختی در طول دوره ای که دریافت می شود و هزینه ها در دوره ای که واقعاً پرداخت شده اند ثبت می شود. به عبارت دیگر درآمدها و هزینه ها به ترتیب هنگام دریافت و پرداخت وجه نقد ثبت می شوند.

کلیک ها - 243
Synonyms - حسابداری نقدی,Cash Accounting
حسابداری هج Hedge Accounting

حسابداری هج روشی است که تلاش می‌کند عملکرد واقعی یک سرمایه‌گذاری را به‌درستی منعکس کند. این کار با هماهنگ کردن شناسایی سود و زیان ابزارهای مشتقه با معامله هج اصلی در صورت سود و زیان انجام می‌شود.

کلیک ها - 137
Synonyms - حسابداری هج,Hedge Accounting
حسابرس Auditor

حسابرس شخصی است که مجاز به بررسی و تأیید صحت سوابق مالی و اطمینان از رعایت قوانین مالیاتی شرکتها است. آن‌ها از کسب‌ و کارها در برابر تقلب محافظت می‌کنند، به اختلافات در روش‌های حسابداری اشاره می‌کنند و در مواردی، بر اساس مشاوره کار می‌کنند و به سازمان‌ها کمک می‌کنند تا راه‌هایی برای افزایش کارایی عملیاتی پیدا کنند.

کلیک ها - 258
Synonyms - حسابرس,Auditor