کمک یار متا
واژه نامه اینترنتی متا
کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.
| Term | شرح |
|---|---|
| تحمل ریسک Risk Tolerance | تحمل ریسک به میزان آمادگی و راحتی ذهنی و مالی شما برای پذیرش زیان کوتاهمدت در ازای دستیابی به سود بیشتر در بلندمدت گفته میشود.
کلیک ها - 19 Synonyms -
تحمل ریسک,Risk Tolerance |
| تحمیل Encumbrance | تحمیل در امور ملکی، ادعایی است علیه ملکی که توسط طرفی که مالک ملک نیست، مطرح می شود. تحمیل میتواند بر قابلیت انتقال ملک تأثیر بگذارد و استفاده رایگان از آن را تا زمانی که بار برداشته شود محدود کند.
کلیک ها - 160 Synonyms -
تحمیل,Encumbrance |
| تحویل خوب Good Delivery | تحویل خوب به فرآیند انتقال مالکیت یک دارایی مالی (مانند سهام یا اوراق بهادار) از فروشنده به خریدار گفته میشود که در آن همه شرایط و الزامات قانونی و فنی رعایت شدهاند و هیچ مانعی برای تکمیل معامله وجود ندارد.
کلیک ها - 120 Synonyms -
تحویل خوب,Good Delivery |
| تحویل در کشتی Free on Board | تحویل در کشتی (FOB) یک اصطلاح حمل و نقل است که نقطهای را در زنجیره تأمین تعریف میکند که در آن خریدار یا فروشنده مسئول کالاهای حمل شده میشوند. سفارشهای خرید بین خریداران و فروشندگان، شرایط FOB را تعیین میکنند و به تعیین مالکیت، ریسک و هزینههای حمل و نقل کمک میکنند.
کلیک ها - 187 Synonyms -
تحویل در کشتی,Free on Board,FOB |
| تحویل در محل Delivered-at-Place | تحویل در محل (DAP) یک اصطلاح تجارت بینالمللی است که برای توصیف معاملهای استفاده میشود که در آن فروشنده موافقت میکند تمام هزینهها را بپردازد و متحمل هر گونه ضرر احتمالی از جابجایی کالاهای فروخته شده به یک مکان خاص شود. در قراردادهای DAP، پس از رسیدن محموله به مقصد مشخص شده، خریدار مسئول پرداخت حقوق ورودی و هرگونه مالیات قابل اعمال از جمله ترخیص و مالیات محلی است. این عبارت در هشتمین انتشارات اتاق بازرگانی بین المللی (ICC) از Incoterms (اصطلاحات تجاری بین المللی) در سال 2010 معرفی شد.
کلیک ها - 448 Synonyms -
تحویل در محل,Delivered-at-Place,DAP |
| تحویل در محل Ex Works | تحویل در محل (EXW) اصطلاحی است که در تجارت بینالملل استفاده میشود. این اصطلاح ترتیبی را توصیف میکند که در آن فروشنده محصولی را در یک مکان مشخص در دسترس قرار میدهد و خریدار محصول باید هزینههای حمل و نقل را پوشش دهد.
کلیک ها - 218 Synonyms -
تحویل در محل,Ex Works,EXW |
| تحویل در مرز Delivered at Frontier | "تحویل در مرز" (DAF) اصطلاحی است که در قراردادهای حمل و نقل بین المللی استفاده می شود که فروشنده را ملزم می کند کالا را به یک مکان مرزی تحویل دهد. فروشنده معمولاً تمام هزینه های حمل و نقل کالا تا محل تحویل را برای خریدار بر عهده دارد. طرفی که کالا را تحویل می گیرد معمولاً آنها را وارد می کند و از گمرک عبور می کند.
کلیک ها - 334 Synonyms -
تحویل در مرز,Delivered at Frontier,DAF |