Skip to main content

کمک یار متا

واژه نامه اینترنتی متاکمک یار متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
بازار کار Labor Market

بازار کار به تعامل میان عرضه و تقاضای نیروی کار گفته می‌شود.
در این ساختار:

  • کارکنان عرضه‌کننده نیروی کار هستند
  • کارفرمایان تقاضاکننده نیروی کار هستند
کلیک ها - 146
Synonyms - بازار کار,Labor Market
بازار لحظه‌ای (Spot Market)

بازار لحظه‌ای یا Spot Market بازاری است که در آن دارایی‌های مالی با پرداخت و تحویل فوری معامله می‌شوند. در این بازار، خریدار پول را پرداخت می‌کند و به‌صورت تقریباً هم‌زمان، دارایی موردنظر را دریافت می‌کند.

کلیک ها - 26
Synonyms - بازار لحظه‌ای,Spot Market
بازار مبتنی بر سفارش Order‑Driven Market

بازار مبتنی بر سفارش (Order‑Driven Market) نوعی بازار مالی است که در آن تمام خریداران و فروشندگان قیمت و حجم مدنظر خود برای خرید یا فروش یک دارایی را به‌صورت شفاف ثبت و نمایش می‌دهند. معاملات زمانی انجام می‌شود که سفارش‌های خرید و فروش از نظر قیمت و حجم با یکدیگر منطبق (Match) شوند.

کلیک ها - 47
Synonyms - بازار مبتنی بر سفارش,Order‑Driven Market
بازار مبتنی بر مظنه (Quote-Driven Market)

بازار مبتنی بر مظنه یا Quote-Driven Market نوعی ساختار بازار مالی است که در آن قیمت‌ها بر اساس قیمت‌های پیشنهادی خرید (Bid) و فروش (Ask) که توسط بازارسازها (Market Makers)، معامله‌گران (Dealers) یا متخصصان بازار ارائه می‌شود، تعیین می‌گردد.

کلیک ها - 34
Synonyms - بازار مبتنی بر مظنه,Quote-Driven Market
بازار معاملات آتی Futures Market

بازار معاملات آتی (Futures Market) بازاری مزایده‌ای است که در آن شرکت‌کنندگان قراردادهای آتی کالا یا اوراق بهادار را برای تحویل در تاریخ مشخصی در آینده خرید و فروش می‌کنند. قراردادهای آتی نوعی مشتقه هستند که در بورس معامله می‌شوند و قیمت تحویل آینده کالا یا دارایی را از امروز قفل می‌کنند.

کلیک ها - 232
Synonyms - بازار معاملات آتی,Futures Market
بازار معامله گر یا بازار دلال Dealer Market

بازار دلال یک مکانیسم بازار مالی است که در آن چندین فروشنده قیمت‌هایی را ارسال می‌کنند که در آن اوراق یا ابزار خاصی را می‌خرند یا می‌فروشند. در یک بازار معامله گر، یک فروشنده (که به عنوان "بازارساز" تعیین می شود) با نمایش الکترونیکی قیمت هایی که مایل به ایجاد بازار در اوراق بهادار است، نقدینگی و شفافیت را فراهم می کند، که هم قیمتی را که در آن اوراق بهادار را خریداری می کند (قیمت "پیشنهاد") و هم قیمتی که در آن اوراق بهادار را می فروشد (قیمت "پیشنهاد") را نشان می دهد.

کلیک ها - 509
Synonyms - بازار معامله گر,بازار دلال,Dealer Market
بازار منظم Orderly Market

بازار منظم (Orderly Market) به بازاری گفته می‌شود که در آن عرضه و تقاضا در سطحی متعادل و منطقی قرار دارند و معاملات بدون نوسان‌های شدید، اختلال‌های غیرعادی یا رفتارهای دستکاری‌کننده انجام می‌شود. در چنین بازاری، گفته می‌شود که بازار در وضعیت تعادل (Equilibrium) قرار دارد.

کلیک ها - 38
Synonyms - بازار منظم,Orderly Market