Skip to main content

کمک یار متا

واژه نامه اینترنتی متاکمک یار متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
اصطلاح معوق Delinquent

اصطلاح معوق به وضعیت تعلیق اطلاق می شود. هنگامی که شخصی معوق است، سررسید تعهدات مالی خود مانند وام، کارت اعتباری یا پرداخت اوراق قرضه است. این بدان معناست که پرداخت های وام گیرنده برای پرداخت بدهی (های) خود به موقع انجام نمی شود. نهادهای متخلف می توانند اشخاص حقیقی یا حقوقی باشند. اگر معوقات به روز نشده باشند، معوقات مالی اغلب منجر به نکول می شود.

کلیک ها - 301
Synonyms - اصطلاح معوق,Delinquent
اصطلاح هولد HODL

اصطلاح HODL در اصل یک اشتباه تایپی از کلمه‌ی Hold (نگه داشتن) بود، اما بعدها به یک شعار و استراتژی سرمایه‌گذاری در دنیای ارزهای دیجیتال تبدیل شد. امروزه HODL به معنای "Hold On for Dear Life" یا «با تمام وجود نگه دار» شناخته می‌شود و بیانگر تعهد بلندمدت سرمایه‌گذاران به نگهداری دارایی‌های دیجیتال، حتی در شرایط نوسان شدید بازار است.

کلیک ها - 100
Synonyms - اصطلاح هولد,HODL
اصطلاح یورو دلار Eurodollar

اصطلاح «یورو دلار» به سپرده‌های بدون وثیقه دلار آمریکا در بانک‌های خارجی یا شعبه‌های خارج از کشور بانک‌های آمریکایی اشاره دارد. از آنجایی که دلارهای یورو در خارج از ایالات متحده نگهداری می شوند، توسط هیئت مدیره فدرال رزرو، از جمله مقررات مربوط به الزامات ذخیره، مشمول مقررات نمی شوند.

کلیک ها - 144
Synonyms - اصطلاح یورو دلار,Eurodollar
اصطلاحات LIBID و LIBOR

در گذشته، LIBOR و LIBID دو نرخ بسیار مهم در بازار بین‌بانکی لندن بودند؛ بازاری که بانک‌ها در آن به‌صورت مستقیم یا از طریق پلتفرم‌های الکترونیکی به یکدیگر وام می‌دادند یا از یکدیگر پول قرض می‌گرفتند.

کلیک ها - 82
Synonyms - اصطلاحات LIBID و LIBOR, LIBOR,LIBID
اصل «Stare Decisis» (استار دسیسیس)

Stare Decisis یک اصطلاح لاتین به معنی «پایبندی به آنچه قبلاً تصمیم‌گیری شده» است. این اصل یکی از پایه‌های مهم نظام‌های حقوقی به‌ویژه در حقوق کامن‌لا (Common Law) است و به دادگاه‌ها الزام می‌کند که در تصمیم‌گیری‌های جدید، از سوابق و آرای قبلی دادگاه‌ها (precedents) پیروی کنند.

کلیک ها - 15
Synonyms - اصل «Stare Decisis» (استار دسیسیس),Stare Decisis
اصل استاپل وعده‌ای Promissory Estoppel

استاپل وعده‌ای (Promissory Estoppel) یک اصل حقوقی است که طبق آن، اگر فردی به دیگری وعده‌ای بدهد و طرف مقابل بر اساس آن وعده اقدام کند و دچار ضرر شود، حتی اگر قرارداد رسمی یا «عوض» (consideration) وجود نداشته باشد، آن وعده می‌تواند از نظر قانونی الزام‌آور باشد.

کلیک ها - 41
Synonyms - اصل استاپل وعده‌ای,Promissory Estoppel
اصل پول یا سرمایه اولیه Principal

Principal یا «اصل سرمایه» به مبلغ اولیه‌ای گفته می‌شود که در یک وام دریافت یا در یک سرمایه‌گذاری پرداخت می‌شود.

کلیک ها - 42
Synonyms - اصل پول یا سرمایه اولیه,Principal