Skip to main content

کمک یار متا

واژه نامه اینترنتی متاکمک یار متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
کلمۀ کلیدی Head Term

کلمۀ کلیدی Head Term: یک کلمه کلیدی محبوب با حجم جستجوی بالا که معمولا رتبه بندی برای آن دشوار است. از خصوصیات این کلمۀ کلیدی کوتاه و محبوب بودن آن است.

کلیک ها - 512
Synonyms - Head Term,کلمۀ کلیدی
کلید اصلی Primary key

کلید اصلی: یک یا چند فیلد که به طور منحصر به فرد هر رکورد را در جدول مشخص می کند. همانطور که شماره پلاک شناسه خودرو را مشخص می کند، کلید اصلی نیز به صورت منحصر به فرد یک رکورد را شناسایی می کند.

کلیک ها - 391
Synonyms - کلید اصلی,Primary key
کلید نقش یا علایم Legend keys

کلید نقش یا علائم: نمادهایی در علایم که الگوها و رنگ های اختصاص داده شده به سری داده ها (یا دسته ها) را در نمودار نشان می دهند. کلیدهای Legend در سمت چپ ورودی های Legend ظاهر می شوند. قالب‌بندی یک کلید نقش، نشانگر داده مرتبط با آن را نیز قالب‌بندی می‌کند.

کلیک ها - 464
Synonyms - کلید نقش یا علایم,Legend keys
کلیدواژه های متا Meta Keywords

کلیدواژه های متا Meta Keywords: برچسبی که می‌توان آن را به بخش head یک سند HTML اضافه کرد. افزودن دسته ای از کلمات کلیدی در اینجا به رتبه بندی شما کمکی نمی کند به همین دلیل الگوریتم های موتورهای جستجو سال ها به دلیل سوء استفاده (به شکل پر کردن کلمات کلیدی) این برچسب را برای اهداف رتبه بندی نادیده گرفته اند.

کلیک ها - 696
Synonyms - Meta Keywords,کلیدواژه های متا
کم‌ ارزش‌گذاری‌ شده (Undervalued)

کم‌ارزش‌گذاری‌شده (Undervalued) به دارایی، سهم یا اوراق بهاداری گفته می‌شود که قیمت فعلی آن در بازار کمتر از ارزش ذاتی (Intrinsic Value) واقعی آن باشد. از دید سرمایه‌گذاران، چنین دارایی‌هایی فرصت‌های بالقوه‌ای برای خرید محسوب می‌شوند؛ زیرا انتظار می‌رود در آینده بازار ارزش واقعی آن‌ها را شناسایی کرده و قیمتشان افزایش یابد.

کلیک ها - 20
Synonyms - کم‌ ارزش‌گذاری‌ شده,Undervalued
کم‌ قیمت‌گذاری (Underpricing)

کم‌قیمت‌گذاری (Underpricing) به وضعیتی گفته می‌شود که سهام یک شرکت در عرضه اولیه عمومی (IPO) با قیمتی کمتر از ارزش واقعی یا ارزش مورد انتظار بازار عرضه شود. این استراتژی معمولاً برای افزایش تقاضای سرمایه‌گذاران، جذب خریداران بیشتر و ایجاد معاملات پرحجم در روزهای ابتدایی ورود سهم به بورس استفاده می‌شود.

کلیک ها - 17
Synonyms - کم‌ قیمت‌گذاری,Underpricing
کم‌ کسرشدن مالیات (Underwithholding)

کم‌کسرشدن مالیات (Underwithholding) به وضعیتی گفته می‌شود که طی یک سال مالی، مبلغ مالیاتی که از حقوق، دستمزد یا سایر درآمدهای یک فرد کسر شده است، کمتر از میزان مالیاتی باشد که باید به سازمان مالیاتی پرداخت شود.

کلیک ها - 8
Synonyms - کم‌ کسرشدن مالیات,Underwithholding