Skip to main content

کمک یار متا

واژه نامه اینترنتی متاکمک یار متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
تعهد

تعریف تعهد

در لغت به معنی به عهده گرفتن، خود را مديون و موظف كردن آمده است، در اصطلاح حقوقی، تعهد عبارت است از به عهده گرفتن انجام يا ترك عملي در برابر دیگری، به عبارت ديگر، تعهد رابطه حقوقی است كه به شخص توانایی مي دهد كه از شخص ديگري مالی را مطالبه و يا انجام يا امتناع از امری را تقاضا كند.

کلیک ها - 19191
Synonyms - تعهد
تعهد بازنشستگی دارایی Asset Retirement Obligation

در حسابداری، یک تعهد بازنشستگی دارایی (ARO) یک تعهد قانونی مرتبط با بازنشستگی یک دارایی مشهود و با عمر طولانی را توصیف می کند، که در آن یک شرکت مسئول حذف تجهیزات یا تمیز کردن مواد خطرناک در تاریخ آینده خواهد بود.

کلیک ها - 476
Synonyms - تعهد بازنشستگی دارایی,Asset Retirement Obligation
تعهد مالی Financial Obligation

Financial Obligation یا «تعهد مالی» به مسئولیتی گفته می‌شود که فرد یا سازمان برای انجام یک پرداخت یا اجرای یک تعهد مالی مشخص پذیرفته است. این تعهد می‌تواند هم از طریق یک قرارداد رسمی (مثل وام، وام مسکن، اجاره‌نامه) ایجاد شود و هم از طریق تعهدات غیررسمی یا توافق‌های شفاهی.

کلیک ها - 26
Synonyms - تعهد مالی,Financial Obligation
تعهد مزایای پیش‌بینی‌شده Projected Benefit Obligation

تعهد مزایای پیش‌بینی‌شده (PBO) یک معیار محاسباتی (اکچوئری) است که نشان می‌دهد یک شرکت در حال حاضر چه مقدار سرمایه باید کنار بگذارد تا بتواند تعهدات بازنشستگی کارکنان در آینده را پرداخت کند.

کلیک ها - 25
Synonyms - تعهد مزایای پیش‌بینی‌شده,Projected Benefit Obligation,PBO
تعهد منفی Negative Covenant
تعهد منفی (Negative Covenant) بندی در قراردادهای وام یا اوراق قرضه است که شرکت را از انجام برخی اقدامات محدود می‌کند.
کلیک ها - 55
Synonyms - تعهد منفی,Negative Covenant
تعهد نامه Engagement Letter

تعهد نامه توافق‌نامه‌ ای کتبی است که رابطه‌ی تجاری بین مشتری و شرکت را شرح می‌دهد. این نامه، دامنه‌ی توافق، شرایط و هزینه‌های آن را شرح می‌دهد. هدف از نوشتن نامه‌ی تعهد، تعیین انتظارات برای هر دو طرف قرارداد است.

کلیک ها - 189
Synonyms - تعهد نامه,Engagement Letter
تعهد وام Loan Commitment
تعهد وام (Loan Commitment) یک توافق رسمی است که در آن بانک یا وام‌دهنده به یک فرد یا کسب‌وکار وعده می‌دهد مبلغ مشخصی وام را در اختیار او قرار دهد.
کلیک ها - 79
Synonyms - تعهد وام,Loan Commitment