کمک یار متا
واژه نامه اینترنتی متا
کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.
| Term | شرح |
|---|---|
| هزینه ثابت Fixed Cost | هزینه ثابت، هزینه ای تجاری است که معمولاً با افزایش یا کاهش تعداد کالاها و خدمات تولید شده یا فروخته شده توسط کسب و کار تغییر نمیکند. هزینههای ثابت معمولاً مربوط به هزینههای تکراری هستند که مستقیماً به تولید مربوط نمیشوند، مانند اجاره، پرداخت بهره، بیمه، استهلاک و مالیات بر دارایی. هزینههای ثابت در مقابل هزینههای متغیر قرار دارند، هزینههایی که با افزایش یا کاهش تولید محصولات، در نوسان هستند.
کلیک ها - 154 Synonyms -
هزینه ثابت,Fixed Cost |
| هزینه جایگزینی (Replacement Cost) | هزینه جایگزینی (Replacement Cost) به مبلغ پولی گفته میشود که یک شرکت یا فرد در زمان فعلی باید پرداخت کند تا یک دارایی (مانند ماشینآلات، تجهیزات، خودرو یا وسایل) را با دارایی مشابه و با قیمت روز بازار جایگزین کند.
کلیک ها - 27 Synonyms -
هزینه جایگزینی,Replacement Cost |
| هزینه جذب Absorption Costing | هزینه یابی جذبی که گاهی اوقات "هزینه یابی کامل" نامیده می شود، یک روش حسابداری مدیریتی برای جمع آوری تمام هزینه های مرتبط با ساخت یک محصول خاص است. کلیه هزینه های مستقیم و غیرمستقیم مانند هزینه مستقیم مواد، نیروی کار مستقیم، اجاره و بیمه هنگام استفاده از این روش محاسبه می شود.
کلیک ها - 376 Synonyms -
هزینه جذب,Absorption Costing |
| هزینه حقوق صاحبان سهام Cost of Equity | هزینه حقوق صاحبان سهام، بازدهی است که یک شرکت برای تصمیم گیری در مورد اینکه آیا سرمایه گذاری الزامات بازگشت سرمایه را برآورده می کند، به آن نیاز دارد. شرکت ها اغلب از آن به عنوان آستانه بودجه بندی سرمایه برای نرخ بازده مورد نیاز استفاده می کنند.
کلیک ها - 244 Synonyms -
هزینه حقوق صاحبان سهام,Cost of Equity |
| هزینه خدمات (Service Charge) | Service Charge یا هزینه خدمات مبلغی است که علاوه بر هزینه اصلی یک کالا یا خدمت از مشتری دریافت میشود تا هزینههای مرتبط با ارائه همان خدمت را پوشش دهد. این هزینه معمولاً در زمان پرداخت نهایی (Checkout) به فاکتور اضافه میشود.
کلیک ها - 21 Synonyms -
هزینه خدمات,Service Charge |
| هزینه در هزار Cost Per Thousand | هزینه در هزار (CPM) به میانگین هزینه ای که یک شرکت برای 1000 نمایش تبلیغات پرداخت می کند، اشاره دارد. این یک معیار (و یک مدل قیمت گذاری) است که در بازاریابی دیجیتال استفاده می شود. نسخه کوتاه شده این اصطلاح "CPM" است (حتی اگر مخفف هزینه در هزار "CPT" است) زیرا کلمه mille - مانند "هزینه در هر میلی" - کلمه لاتین برای هزار است.
کلیک ها - 658 Synonyms -
هزینه در هزار,Cost Per Thousand,CPM |
| هزینه درآمد Cost of Revenue | اصطلاح هزینه درآمد به کل هزینه تولید و ارائه یک محصول یا خدمات به مصرف کنندگان اشاره دارد. اطلاعات هزینه درآمد در صورت سود و زیان شرکت یافت می شود. برای نشان دادن هزینه های مستقیم مرتبط با کالاها و خدماتی که شرکت ارائه می دهد طراحی شده است. صنعت خدمات اغلب استفاده از معیارهای هزینه درآمد را ترجیح می دهد زیرا این یک حساب جامع تر از هزینه های مختلف مرتبط با فروش یک کالا یا خدمات است.
کلیک ها - 222 Synonyms -
هزینه درآمد,Cost of Revenue |