کمک یار متا
واژه نامه اینترنتی متا
کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.
| Term | شرح |
|---|---|
| توماس رابرت مالتوس (Thomas Robert Malthus) | توماس رابرت مالتوس (Thomas Robert Malthus) اقتصاددان، جمعیتشناس و فیلسوف بریتانیایی قرن هجدهم بود که بیش از هر چیز به دلیل نظریه مشهور خود درباره رشد جمعیت شناخته میشود. او دیدگاههای خود را در سال 1798 در کتاب معروف «رسالهای درباره اصل جمعیت» (An Essay on the Principle of Population) منتشر کرد.
کلیک ها - 17 Synonyms -
توماس رابرت مالتوس,Thomas Robert Malthus |
| تومباستون (Tombstone) | تومباستون (Tombstone) نوعی آگهی مالی رسمی است که در عرضه عمومی اوراق بهادار، مانند سهام یا اوراق قرضه، منتشر میشود. این آگهی توسط متعهدان پذیرهنویسی (Underwriters) تهیه شده و اطلاعات اولیه و ضروری درباره عرضه را در اختیار سرمایهگذاران قرار میدهد.
کلیک ها - 33 Synonyms -
تومباستون,Tombstone |
| توهم پولی Money Illusion | توهم پولی (Money Illusion) مفهومی اقتصادی است که بیان میکند مردم معمولاً دارایی، درآمد و حقوق خود را بر اساس ارقام اسمی ارزیابی میکنند، نه ارزش واقعی آن پس از تعدیل با تورم.
کلیک ها - 46 Synonyms -
توهم پولی,Money Illusion |
| تی آر ایکس | تی آر ایکس, TRX چیست؟یک کش به ظاهر ساده ولی بسیار موثر در بدنسازی، پرورش اندام، فیتنس و بسیاری از ورزش های دیگر می باشد.
کلیک ها - 2938 Synonyms -
تی آر ایکس, TRX |
| تِیپخوانی (Tape Reading) | تِیپخوانی (Tape Reading) یک روش تحلیلی در بازارهای مالی است که برای بررسی حرکات قیمت و حجم معاملات استفاده میشود تا معاملهگران بتوانند رفتار خریداران و فروشندگان را بهتر درک کنند.
کلیک ها - 32 Synonyms -
تِیپخوانی,Tape Reading |
| تِیپرینگ (Tapering) | تِیپرینگ (Tapering) به فرآیندی گفته میشود که در آن بانک مرکزی بهتدریج سرعت سیاستهای انبساطی پولی خود—بهویژه خرید داراییها در برنامه تسهیل کمی (Quantitative Easing یا QE)—را کاهش میدهد.
کلیک ها - 18 Synonyms -
تِیپرینگ,Tapering |
| تیک (Tick) | تیک (Tick) در بازارهای مالی به کوچکترین واحد تغییر قیمت یک دارایی گفته میشود. به عبارت ساده، تیک حداقل مقدار افزایش یا کاهش قیمت است که یک ابزار مالی میتواند در بازار تجربه کند.
کلیک ها - 26 Synonyms -
تیک,Tick |