کمک یار متا
واژه نامه اینترنتی متا
کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.
| Term | شرح |
|---|---|
| توافقنامه تجارت آزاد Free Trade Agreement | توافقنامه تجارت آزاد، ترتیبی است که در آن دو یا چند کشور متعهد میشوند با کاهش یا حذف تعرفهها، سهمیهها و سایر موانع تجاری، بازارهای خود را به روی یکدیگر باز کنند و جابجایی کالاها و خدمات بین آنها را آسانتر کنند.
کلیک ها - 246 Synonyms -
توافقنامه تجارت آزاد,Free Trade Agreement,FTA |
| توافقنامه تجارت آزاد آمریکای شمالی NAFTA | توافقنامه تجارت آزاد آمریکای شمالی که با نام نفتا (NAFTA) شناخته میشود، یک پیمان تجاری میان ایالات متحده آمریکا، کانادا و مکزیک بود که با هدف افزایش تجارت و کاهش موانع گمرکی بین این سه کشور طراحی شد. این توافق از ۱ ژانویه ۱۹۹۴ اجرایی شد و یکی از بزرگترین مناطق تجارت آزاد جهان را ایجاد کرد.
کلیک ها - 108 Synonyms -
توافقنامه تجارت آزاد آمریکای شمالی,NAFTA,North American Free Trade Agreement |
| توافقنامه عملیاتی شرکت با مسئولیت محدود LLC Operating Agreement | توافقنامه عملیاتی شرکت با مسئولیت محدود (LLC Operating Agreement) سندی قانونی است که شرایط و قوانین ادارهٔ یک شرکت با مسئولیت محدود (LLC) را بر اساس نیازها، تصمیمها و توافقهای اعضای شرکت مشخص میکند.
کلیک ها - 63 Synonyms -
توافقنامه عملیاتی شرکت با مسئولیت محدود,LLC Operating Agreement |
| توافقنامه مقدماتی Heads of Agreement | توافقنامه مقدماتی یا Heads of Agreement یک سند غیرالزامآور است که چارچوب کلی شرایط یک همکاری یا معامله احتمالی را مشخص میکند. این سند که با نامهای Heads of Terms یا نامه قصد (Letter of Intent) نیز شناخته میشود، اولین گام در مسیر تنظیم یک قرارداد رسمی و الزامآور است. هدف آن ارائه راهنمایی برای نقشها و مسئولیتهای طرفین پیش از تهیه اسناد قانونی نهایی است.
کلیک ها - 247 Synonyms -
توافقنامه مقدماتی,Heads of Agreement |
| توافقنامه یا قراردادهای بازل Basel Accords | قراردادهای بازل مجموعه ای از سه توافق نامه متوالی مقررات بانکی (بازل I، II و III) است که توسط کمیته بازل نظارت بر بانک (BCBS) تنظیم شده است.
کلیک ها - 365 Synonyms -
توافقنامه یا قراردادهای بازل,Basel Accords |
| توان عملیاتی (Throughput) | توان عملیاتی (Throughput) در کسبوکار و مدیریت عملیات به میزان محصول یا خدماتی گفته میشود که یک شرکت میتواند در یک بازه زمانی مشخص تولید، پردازش یا به مشتریان تحویل دهد.
کلیک ها - 27 Synonyms -
توان عملیاتی,Throughput |
| توانایی بازپرداخت بدهی (Solvency) | توانایی بازپرداخت بدهی یا سولونسی (Solvency) به معنای ظرفیت یک شرکت برای پرداخت بدهیها و تعهدات مالی بلندمدت است. این مفهوم نشاندهنده سلامت مالی و پایداری بلندمدت یک کسبوکار است.
کلیک ها - 64 Synonyms -
توانایی بازپرداخت بدهی,Solvency |