Skip to main content

کمک یار متا

واژه نامه اینترنتی متاکمک یار متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
توسعه‌ دهنده نرم افزار

تعریف توسعه دهنده نرم افزار

تعریف کلی توسعه دهنده یا تولید کننده نرم افزار : در مبحث توسعهٔ نرم‌افزار به هر کسی اطلاق می‌شود که بخشی از فرایند تولید نرم‌ افزار را برعهده داشته باشد.  (Software develope)

کلیک ها - 1537
Synonyms - توسعه‌ دهنده نرم افزار, تولید کننده نرم افزار
توسعه نرم افزار چابک Agile Software Development

توسعه نرم افزار چابک: رویکرد توسعه ای که شامل برنامه ریزی انعطاف پذیر و بهبود مستمر برای ارائه نرم افزار در سریع ترین زمان ممکن است.

کلیک ها - 331
Synonyms - توسعه نرم افزار چابک,Agile Software Development
توضیحات متا Meta Description

توضیحات متا Meta Description: برچسبی که می‌ توان آن را به بخش head یک سند HTML اضافه کرد. به عنوان توصیفی از محتوای یک صفحه وب عمل می کند. این محتوا در الگوریتم‌های رتبه‌ بندی استفاده نمی‌شود، اما اغلب به‌عنوان «قطعه‌ای که در نتایج جستجو ظاهر می‌شود» نمایش داده می‌شود. توضیحات دقیق و جذاب می تواند نرخ کلیک ارگانیک را افزایش دهد.

کلیک ها - 654
Synonyms - Meta Description,توضیحات متا
توقف استخدام Hiring Freeze

توقف استخدام به وضعیتی گفته می‌شود که یک شرکت یا سازمان برای مدتی استخدام نیروی جدید را متوقف می‌کند. این اقدام معمولاً برای کنترل هزینه‌ها انجام می‌شود. دلیل آن می‌تواند مشکلات مالی، رکود اقتصادی، کاهش تقاضا یا حتی ظرفیت مازاد در سازمان باشد.

کلیک ها - 85
Synonyms - توقف استخدام,Hiring Freeze
توقف قطعی Hard Stop

توقف قطعی یک مفهوم در معاملات است که به نقطه‌ای مشخص از قیمت اشاره دارد؛ اگر قیمت دارایی به آن سطح برسد، معامله‌گر بدون هیچ‌گونه تردید یا بررسی بیشتر اقدام به فروش دارایی می‌کند. این تصمیم معمولاً از قبل تعیین شده و غیرقابل تغییر است.

کلیک ها - 95
Synonyms - توقف قطعی,Hard Stop
توقف معاملات (Trading Halt)

توقف معاملات (Trading Halt) به تعلیق موقت خرید و فروش یک اوراق بهادار، مانند سهام یک شرکت، در یک یا چند بورس گفته می‌شود. این توقف معمولاً توسط بورس یا نهادهای نظارتی اعمال می‌شود تا به بازار فرصت داده شود اطلاعات مهم را بررسی کند، از نوسانات شدید جلوگیری شود یا مشکلات فنی برطرف گردد.

کلیک ها - 21
Synonyms - توقف معاملات,Trading Halt
توقیف حقوق یا دارایی Garnishment

توقیف حقوق یا دارایی یک فرآیند قانونی است که به طلبکاران اجازه می‌دهد بدهی‌های پرداخت‌نشده را از طریق شخص ثالث (معمولاً کارفرما یا بانک) دریافت کنند. در این روش، بخشی از درآمد یا موجودی حساب بدهکار برای پرداخت بدهی توقیف می‌شود.

کلیک ها - 105
Synonyms - توقیف حقوق یا دارایی,Garnishment