کمک یار متا
واژه نامه اینترنتی متا
کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.
| Term | شرح |
|---|---|
| توافقنامه یا قراردادهای بازل Basel Accords | قراردادهای بازل مجموعه ای از سه توافق نامه متوالی مقررات بانکی (بازل I، II و III) است که توسط کمیته بازل نظارت بر بانک (BCBS) تنظیم شده است.
کلیک ها - 365 Synonyms -
توافقنامه یا قراردادهای بازل,Basel Accords |
| تست استرس (Stress Testing) | «تست استرس» یا Stress Testing روشی تحلیلی است که برای بررسی این موضوع بهکار میرود که یک نهاد مالی، شرکت یا حتی یک سیستم در شرایط سخت و بحرانی چگونه عمل میکند.
کلیک ها - 38 Synonyms -
تست استرس,Stress Testing |
| تحلیلگر اعتباری Credit Analyst | اصطلاح "تحلیلگر اعتباری" به یک متخصص مالی اشاره دارد که اعتبار اوراق بهادار، افراد یا شرکت ها را ارزیابی می کند. تحلیلگران اعتباری احتمال اینکه وام گیرنده بتواند تعهدات مالی خود را بازپرداخت کند، تعیین می کنند. آنها سابقه مالی و اعتباری خود را بررسی می کنند و تعیین می کنند که آیا سلامت مالی و شرایط اقتصادی یک موضوع برای بازپرداخت مساعد است یا خیر.
کلیک ها - 234 Synonyms -
تحلیلگر اعتباری,Credit Analyst |
| تنخواه گردان Petty Cash | تنخواه گردان (Petty Cash) به مقدار کمی پول نقد گفته میشود که یک کسبوکار برای پرداخت هزینههای جزئی و روزمره در دسترس نگه میدارد؛ هزینههایی که برای آنها استفاده از چک یا کارت بانکی سازمانی غیرضروری یا زمانبر است.
کلیک ها - 76 Synonyms -
تنخواه گردان,Petty Cash |
| توافق تعویق اقساط وام مسکن Mortgage Forbearance Agreement | توافق تعویق اقساط وام مسکن قراردادی است میان وامدهنده و وامگیرندهای که در پرداخت اقساط عقب افتاده یا توان پرداخت موقت خود را از دست داده است. در این توافق:
کلیک ها - 59 Synonyms -
توافق تعویق اقساط وام مسکن,Mortgage Forbearance Agreement |
| تابع مصرف یا کارکرد مصرف Consumption Function | تابع مصرف یک فرمول اقتصادی است که رابطه بین مصرف کل و درآمد ناخالص ملی (GNI) را نشان می دهد. اولین بار توسط جان مینارد کینز، اقتصاددان بریتانیایی معرفی شد، که استدلال کرد که این تابع می تواند برای پیش بینی کل مخارج مصرف کل استفاده شود.
کلیک ها - 266 Synonyms -
تابع مصرف یا کارکرد مصرف,Consumption Function |
| تخصیص Allotment | اصطلاح تخصیص به توزیع سیستماتیک منابع در یک تجارت به واحدهای مختلف در طول زمان اشاره دارد. تخصیص به طور کلی به معنای توزیع حقوق صاحبان سهام است، به ویژه سهام اعطا شده به یک شرکت پذیره نویس شرکت کننده در طول عرضه اولیه عمومی (IPO).
کلیک ها - 388 Synonyms -
تخصیص,Allotment |