×

ثبت آگهی و تبلیغات رایگان کسب و کار، برند و شغل مورد نظر شما در وب سایت متا آگهی، همچنین علاوه بر درج رایگان تبلیغ می توانید کلیه اجناس نو و دست دوم خودتون رو هم معرفی کنید و شروع به یک تجارت کاملا آسان و سود ده نمایید.


شرحی بر کتاب سوزی تازیان ؛ چگونگی نابودی کتاب و کتابخانه های ایران در زمان یورش

نویسنده Amir Shahbazzadeh

پاسخ ها: 0
مشاهده: 996
آخرين ارسال pm 17:19:47 - 06/23/11
توسط Amir Shahbazzadeh
ادبیات ایران پیش‌ از اسلام‌ *Pre-Islamic Iranian Literature*

نویسنده Zohreh Gholami

پاسخ ها: 1
مشاهده: 545
آخرين ارسال pm 23:38:46 - 07/02/11
توسط Zohreh Gholami
اساطیر ایران و اسطوره‌های ایرانیان

نویسنده Zohreh Gholami

پاسخ ها: 2
مشاهده: 1259
آخرين ارسال pm 21:20:35 - 11/03/11
توسط Zohreh Gholami
ایران دخت *Iranian daughter*

نویسنده Zohreh Gholami

پاسخ ها: 0
مشاهده: 480
آخرين ارسال pm 16:42:36 - 07/03/11
توسط Zohreh Gholami
تاریخچه تعزیه در ایران

نویسنده Zohreh Gholami

پاسخ ها: 0
مشاهده: 1253
آخرين ارسال am 09:33:37 - 12/21/11
توسط Zohreh Gholami
تاریخ تمدن ایران باستان (جشن ها و رسوم ها) *Ancient ceremonies*(دفعات بازدید: 1135 بار)

0 کاربر و 1 مهمان درحال دیدن موضوع.

تاریخ تمدن ایران باستان *History of ancient civilization*


اورمزد و فروردین ماه ،۱ فروردیننوروز از نخستین روز بهار همراه با سرسبزی طبیعت و شادی آغاز میگردد.

«خواجه پیروز» یا واژه ی معرب «حاجی فیروز» ، از باورهای زیبای گره خورده با نوروز است که ریشه ای بسیار کهن در این سرزمین دارد. خواجه پیروز ، نامش گواه پیروزی و عنوانش نشان بزرگواری و سروری ست.
چهره ی سیاه شده ی خواجه پیروز دلیل بازگشت او از جهان مردگان و نیز نماد سیاهی زمستان است و لباس سرخ او هم نماد سرخی آتش و آمدن گرما و نیز نماد سرخی گلها و طبیعت زیبای نوروزیاست. شادی و پایکوبی او هم به خاطر پیروزی بهار و باز زایی طبیعت و زایشها و رویشها ی نوروزی است.


خوان (سفره)
خانواده های زرتشتی سه سینی از سبزه به نماد  پندار نیک ،گفتار نیک،کردار نیک بر خوان (سفره هفت سین) می نهند تا موجب فراوانی در سال نو شود . رنگ سبز آن رنگ ملی ایرانیان و نماد امرداد امشاسپند (فرشته) می باشد. سمنو که نماد خوبی برای زایش و باروری گیاهان توسط فروهر هاست. سنجد، بو وشکوفه آن سرچشمه دلدادگی است. سماق چاشنی زندگی ،سیر و سرکه برای گند زدایی و پاکیزگی می باشد. آب نماد خورداد امشاسپند سیب سرخ نماد سپندارمزد امشاسپند. سکه نمادی از شهریور امشاسپند می باشد. کتاب اوستا نماد اهورا مزدا ،آفرینگان (شمع دان) نماد اردیبهشت امشاسپند ،شیر و تخم مرغ نماد وهمن امشاسپند، آینه، نان، پنیر، سبزی، نقل، شیرینی و آجیل و جز آن بر خوان می نهند که همگی نمادی از داده های اهورایی می باشد.

نوروز از نخستین روز بهار برابر با روز اورمزد و فروردین ماه از سال نمای باستانی ایران آغاز و بنا بر روایات تاریخ نویسان در روزگار باستان یک ماه طول می کشید و امروزه تا سیزده روز ادامه دارد.

نوروز بزرگترین جشن ملی ایرانیان است که از روزگاران بسیار دور  برای ما به یادگار مانده است  و بنیاد آن را به جمشید شاه پیشدادی نسبت می دهند وحتی امروز این جشن به نام نوروز جمشیدیشهرت دارد. گویند به دوران جمشید شاه، سرما و طوفان بزرگ، ایرانویچ (ایران) را فرا می گیرد و در پایان سه سال درآغاز بهار سرما و طوفان به پایان می رسد و به شادی آن جشنی بزرگ برپا می شود که نوروز می نامند.

حکیم عمر خیام در نوروز نامهدرباره این جشن چنین می نویسد: سبب نام نهادن نوروز ازآن بوده است که آفتاب در هر ۳۶۵ شبانه روز و ربعی به اول دقیقه حمل باز آید و چون جمشید شاه آن روز را دریافت ،نوروز نام نهاد و جشن بزرگی برپا کرد و مردم نیز از وی پیروی نمودند.





تیر و فروردین ماه ۱۳ نوروز

سیزدهمین روز از هر ماه تیر یا تشتر نام دارد. در باور ایرانیان پیش از اشو زرتشت تشترایزد باران است و ایرانیان باستان از بامداد روز تیر از ماه فروردین سفره نوروزی را بر می چیدند و سبزه ها را با خود بر می داشتند و به دشت و صحرا می بردند  وبه آب روان می سپاردند و با نیایش به درگاه اهورا مزدا آرزوی بارش باران و سالی پر از فراوانی و شادی می نمودند. شاید ناخجستگی روز سیزده در نزد ایرانیان باستان درآن باشد که در روز تیر سیزدهمین روز از ماه تیر آرش قهرمان ایرانی، در حالی صلح را در ایران برقرار می سازد که جان خود را فدای آزادی ایران می سازد.



فروردین گان

می دانیم در
آیین مزدیسنی وقتی نام ماه و روز با هم موافق می افتد آن روز را جشن می گیرند،روز نوزدهم فروردین ماه که فروردین روز نام دارد از جمله آن است و آن را جشن فروردینگان یا فروردگان می گویند یعنی هنگام جشن فروردین روز از فروردین ماه. این جشن نیز همان طور که از اسمش پیداست به فره و هر درگذشتگان پاک تعلق دارد و به یاد روان آنان می باشد. زرتشتیان عموماً از بزرگ و کوچک در این روز به پرستشگاه می روند اوستا می خوانند و به عبادت خدا می پردازند و برای شادی روان درگذشتگان جهت ساختمان های همگانی و رفع احتیاج از نیازمندان با دادن پول یا مساعدت های دیگر اقدام لازم به عمل می آورند.

نظیر این جشن در ادیان دیگر نیز وجود دارد و آن را جشن اموات می گویند. در نزد هندوان ستایش نیاکان (pitara) شبیه فروردگان ایرانی می باشد. رم ها نیز ارواح مردگان را باسم مانس پروردگارانی تصور کرده و فدیه تقدیم آنها می نمودند و عقیده داشتند روح پس از به خاک سپردن بدن بیک مقام بلند می رسد و هر چند آرامگاه آنان در زمین است ولی قادر است در روی زمین نفوذ و تسلطی داشته باشد.

به واسطه فدیه و قربانی توجه او را از عالم زبرین بسوی خود می کشیدند. ماه فوریه در قبرستان ها عیدی برای مردگان می گرفتند و نیاز می نمودند. در جشن فروردینگان پارسیان هند به آرامگاه می روند و در معبد آن جا چوب صندل بخور می دهند و موبدان باندر میوه و گل مراسم آفرینگان خواندن دعا بجا می آورند جشن فروردگان شبه است به عید (taussaint) نزد عیسویان کاتولیک که در اول ماه نوامبر عید اموات شمرده می شود و از درگذشتگان یاد نموده و مزار آنان را با گل می آرایند. زرتشتیان ایران در جشن فروردگان به آرامگاه درگذشتگان می روند و اوستا می خوانند و احسان و انفاق می کنند و بوهای خوش به آتش می نهند و هفت جور میوه خشک از قبیل خرما انجیر سنجد کشمش و غیره در اصطلاح لرک نام دارد تهیه می بینند و موبد بر آنها اوستا می خواند و پس از خواندن اوستا که در واقع تبرک می شود بین مردم تقسیم می کنند. علاوه بر لرک میزد نیز برای انجام مراسم آماده می شود میزد عبارت است از میوه های تر و خوراکی هایی است که برای تشریفات آفرینگان گذارده می شود.

در این روز نان مقدس هم که درون نام دارد (در اوستا دره ئونه) می آورند و به مردم می دهند و علاوه بر این نان دیگری که از روغن کنجد درست می شود و نان گرد است و به سورک معروف است آماده می نمایند سورک مانند نان روغنی است که مسلمانان در جمعه آخر سال درست می کنند و مخصوصاً در قبرستان می برند و به مردم می دهند. در این روز معمولاً قسمتی از فروردین یشت و همچنین نمازهای دیگر را که به آفرینگان اردا فروش یا فروردینگان و آفرین بزرگان معروف است می سرایند. در این جا لازم است یاد آور شویم موبدان و سایر زرتشتیان پیش از خواندن آفرینگان یا قسمت های دیگر اوستا آداب طهارت به جا می آورند یعنی وضو می گیرند و دست و صورت می شویند که در پهلوی پادیاب گفته می شود.



اردیبهشت گان

اردیبهشت روز از اردیبهشت ماه برابر با ۳ اردیبهشت در گاه شماری ایرانی

اَردی بهشت از واژه ی اوستایی «اَشه وَهیشته» و پهلوی «ارت وهیشت» به مانک بهترین راستی و نام یکی از امشاسپندان (جاودانان مقدس) گرفته شده است.

ایرانیان در این روز لباس سپید که نماد پاکی است بر تن می کنند و با سرهای پوشیده با کلاه یا روسری سپید، به آدُریان (آتشکده ی اصلی هر شهر) می روند و نیایش اهورامزدا را به جا می آورند.

اردی بهشت همچنین نگاهبان آتش است؛ چراکه آتش بهترین جلوه گاه راستی و پاکی به شمار میرفته است چنان که همه ی امشاسپندان دارای دو روی مینوی و زمینی هستند، این امشاسپند در جهان مینوی نمایندهی پاکی و راستی و نظم و قانون اهورایی و در زمین نگاهبانی آتش بر عهده ی او گذاشته شده است.

در بخشی از اوستا میبینیم که اهریمن با ظهور زرتشت میگریزد با فریادی این چنین که : زرتشت مرا بسوزانید با اشه وهیشته، و از زمین براند مرا که چون اهریمن نمایندهی بی­نظمی و آشوب و دروغ و ناپاکی است، با آتش راستی و پاکی و داد و قانون گریزان می گردد.
برای همین است که «خلف تبریزی» در «برهان قاطع» میگوید : «این واژه به معنای آتش است».

اما ابوریحان بیرونی معنی نزدیک تری به اصل را آورده است:
«… و معنای این نام آن است : راستی بهتر است. برخی گفته اند که منت های خیر است و اردیبهشت ایزد یا ملک آتش و نور است و این دو با او مناسبت دارد و خداوند او را به این کار موکل کرده که نیز علل و امراض را به یاری ادویه و اغذیه ازاله کند و صدق را از کذب ظاهر کند و محق را از مبطل به سوگندهایی که گفته اند در اوستا مبین است تمیز دهد.»

باز خلف تبریزی آورده است که : «در این روز نیک است به معبد و آتشکده رفتن و از پادشاهان حاجت خود خواستن وبه جنگ و کارزار شدن، و معنی ترکیبی این لغت مانند بهشت باشد (این معنی درست نیست و مفهوم و واژه را در آغاز آورده است)، چه ارد به معنی شبیه و مانند آمده است و چون این ماه وسط فصل بهار است و نباتات در غایت نشو و نما و گل ها و ریاحین تمام شکفته و هوا در نهایت اعتدال، بنابراین اردیبهشت خوانند.»

وبه همین روی است که کوشیار گیلی در «زیج جامع» از آن با نام «گلستان جشن» یاد کرده است.

مطالبی را که بیرونی راجع به اعمال اردیبهشت ایزد راجع به درمان و درمانگری وتمیز میان راستی و دروغ و حق و باطل بدان اشاره کرده، در بخش یشت ها در اردیبهشت یشت آمده است.



خردادگان

جشن ها، یادگارهای درخشان پدران و مادران بیداردل ما هستند که در گذر تاریخ بسیاری از آنها به دلیل ویژگی های زمان و تعصبات بسیار از بین رفته و هم اکنون از آن ها نمونه هایی بسیار اندک در میان ایرانیان به چشم می خورد. با این حال این نمونه های اندک، نشانه هایی بس بزرگند از اندیشه بلند و طبع ظریف ایرانی که خداوند به این قوم ارزانی داشته و آیین زرتشتی با پیام ها و آموزش هایش آن را آشکار ساخته است.

واژه جشن از کلمه یسنه اوستایی است با ریشه ای اوستایی به معنای ستایش کردن . بنابراین معنای واژه جشن، ستایش و پرستش است .

همان گونه که می دانید جشن های ایران باستان سه دسته اند:
۱)جشن های ماهیانه ۲) جشن های سالیانه ۳) جشن های متفرقه

جشن خوردادگان یکی از جشن های ماهیانه ای است که در روز چهارم خورداد ماه برگزار می شود. از چگونگی برگزاری این جشن در دوران باستان آگاهی دقیقی در دست نیست؛ اما چون خورداد به معنای رسایی و تندرستی است و در جهان مادی نگهبان آب است می توان پنداشت که نیاکان ما در این روز به کنار چشمه ها ، رودها و یا دریاها رفته و به پرستش اهورامزدا می پرداخته اند .

واژه اوستایی خورداد، هئوروتات است که در زبان سانسکریت در ودا به صورت سئوروتات آمده و به معنی رسایی و تندرستی است. اهورا مزدا از سرچشمه بخشایندگی خویش این فروزه را به واسطه امشاسپند هئوروتات به آفریدگان خود بخشیده تا هر پدیده ای رسا گردد و رسایی و تندرستی نه تنها ویژه این جهان است، بلکه رسایی مینوی و تندرستی روح و روان، هدف والای جهانیان است.

اهورامزدا می خواهد که همگان به یاری امشاسپند هئوروتات از این بخشایش مینوی و مهربانی حقیقی برخوردار گشته و هرکس بتواند با نیروی رسایی و پرورش و افزایش آن در وجود خویش، دارای مقام رسایی و کمال بی زوال گردد.



تیرگان

هزاران سال پیش درایران زمین  نیاکان ما آیین ها و جشن های بسیار زیبایی برگزار می کردند که هرکدام ویژگی های خود را دارا بود. برای نمونه هر روز از هر ماه نام ویژه خود را داشت مانند: اورمزد، بهمن، اردیبهشت، شهریور و… که هرگاه نام این روزها با نام همان ماه برخورد می کرد آن روز را جشن می گرفتند، و بدین گونه هرماه یک جشن و هر هفته نیز جشن آدینه (جمعه) برگزار می شد. چرا که نیاکان ما شاد زیستن را راه خوشبختی می دانستند. همچنین جشن های نوروز، مهرگان و سده از جشن های بزرگ بوده که در این جا نمی توان به آن ها پرداخت.

درایران باستان، هرماه سی روزه بود و در پایان اسفند، پنج روز پایانی سال را پنجه برگزار می کردند، و بدین گونه هرسال سیسد (صد)و شست و پنج روز می شد. در گاه شمار کنونی پنج روز واپسین به ماه های دیگر داده شده  و به همین شوند (دلیل) برخی از جشن ها در گاه شمار نوین جابه جا شده اند، مانند جشن بهمنگان که در بیست و شش دی ماه، و جشن سپندارمذگان که در بیست و نهم بهمن ماه برگزار می شود.

روز تیر از ماه تیر، سیزدهمین روز از تیر ماه باستانی ، ده تیر خورشیدی سیزدهمین روز در هرماه باستانی ایران تیر یا تشتر نام دارد و در باور ایرانیان امشاسپند ( فرشته ) تشتر به باریدن باران کمک می کند. در تیر ماه هنگامی که روز تیر فرا می رسد آن روز را جشن تیرگان می نامند. تیرگان یکی از جشن های بزرگ ایران است وگفته می شود در زمان منوچهر پادشاه پیشدادی ایران زمین، چون افراسیاب تورانی بر منوچهر پیروز شد و او را در طبرستان محاصره نمود هر دو سو به سازش درآمده و قرار بر آن شد برای آن که مرز دو کشور مشخص شود مردی از ایران، از مازندران تیری به جانب خاور (خراسان) پرتاب کند و هر جا تیر فرو آمد همان جا مرز دو کشور باشد. آرش در میان ایرانیان بزرگترین کماندار بود و به نیروی بیمانندش تیر را دورتر از همه پرتاب می کرد. آرش دانست که پهنای کشور ایران به نیروی بازو و پرش تیر او بسته است و باید توش و توان خود را در این راه بگذارد. آنگاه آرش تیر و کمان برداشت و بر بلندای کوه دماوند برآمد و به نیروی خداداد ، تیری به چله کمان نهاد و آن را رها کرد و خود بی جان بر زمین افتاد.

این تیر در کنار رودخانه جیحون بر تنه درخت گردویی نشست و مرز ایران و توران مشخص شد.

داستان دیگری که در باره جشن تیر گان آمده چنین است: در زمان ساسانیان و پادشاهی پیروز، هفت سال در ایران خشکسالی روی داد ودر چنین روزی مردم روی به بیابان آوردند و با نیایش خود از پروردگار آرزوی باریدن باران کردند و پس از آن بارش باران آغاز شد و به شادی آن در چنین روزی ایرانیان بر یکدیگر آب می پاشند که از آیین های این جشن است و به آب پاشان نامور (مشهور) است. از دیگر آیین های این جشن، ایرانیان شایسته می دانستند که خود را در آینه ببینند وبا گلاب چهره خود رابشویند و نقل ویژه این روز را بخورند که این آیین نیز بدست بانوان جوان ایرانی با پوشاک کهن ایرانی انجام می گیرد. از آیین های دیگر  برگزاری جشن تیرگان  بدین گونه است  که در روز جشن، آب تنی نموده و آراسته در جشن شرکت می کنند . آنچه ویژگی این جشن است تار نازکی از ابریشم هفت رنگ به هم بافته شده است که تیرو باد نام دارد. ایرانیان این تار را در بامداد روز تیر به مچ دست خود می بندند و پس از ده روز در روزی که باد نام دارد آن بند را باز کرده و در جای بلندی مانند پشت بام به باد می سپارند تا آرزوها و خواسته هایشان را به عنوان پیام رسان به همراه ببرد.

فروردین: ۱ فروردین (نوروز)،۱۳ فروردین (جشن سیزده)، ۱۹ فروردین (فروردینگان).

اردیبهشت: ۲ اردیبهشت ( اردیبهشگان).

خورداد: ۴ خورداد ( خوردادگان).

تیر: ۱۰ تیر (تیرگان ).

امرداد: ۳ امرداد (امردادگان )، ۳۰ امرداد (شهریورگان).

شهریور: ——-

مهر: ۱۰ مهر (مهرگان).

آبان: ۴ آبان (آبانگان).

آذر: ۳ آذر (آذرگان)، ۲۵ آذر (دیگان)، ۳۰ آذر (جشن شب چله).

دی: ۲ دی، ۹ دی، ۱۷ دی (دیگان) ، ۲۶ دی (بهمنگان ).

بهمن: ۱۰ بهمن ( جشن سده) ، ۲۹ بهمن (اسفندگان ).

اسفند: پنج روز پایانی ( پنجه) ، ۲۷ اسفند ( چهارشنبه سوری).



امردادگان

امردادگان روز هفتم امُرداد (امُردادروز در امُردادماه) در گاه‌شمار ایران باستان (و سومین روز اَمردادماه در گاه شماری فعلی ایران)، یکی از جشن‌های دوازدگانهٔ سالیانه در روزهای هم‌نام‌شدن روز و ماه است که ایرانیان، در هر زمان و هرجایی، آن را برای گرامی‌داشت منش و کُنش و خویش‌کاری‌ امُرداد (در گاهان زرتشت و اوستای پسین: اَمِرِتات به مفهوم بی ‌مرگی/ جاودانگی) یکی از فروزه‌های شش‌گانهٔ خِرَد و دانش فرمان ‌روا بر فرارَوَند هستی (نام‌بُردار و شناخته به اهوره‌مَزدا) است. امشاسپند جاودانگی امرداد همواره در کنار امشاسپند رسایی خرداد، نگهبان آب و گیاه هستند. ایرانیان از هزاره‌های گم‌شده و دور، این جشن فرخنده را برگزارکرده و ستوده و گرامی داشته‌اند.

در یادگارهای کهن ایرانی، از این روز و جشن ویژهٔ آن، سخن بسیار گفته ‌شده ‌است در متن پهلوی‌ بُندَهِش، می‌خوانیم:

امُرداد بی‌مرگ، سَروَر گیاهان بی‌شمارست؛ زیرا او را به گیتی، گیاه، خویش است. گیاهان را رویانَد و رَمهٔ گوسفندان را افزاید؛ زیرا همهٔ دام‌ها از او خورند و زیست‌ کنند. به فِرَشکرد [نوگردانی‌ جهان و زندگی در پایان کار جهان به سالاری‌ی سوشیانت، رهاننده‌ای از تبار زرتشت]، نیز “انوش” [ خوراک بی‌مرگی] را از امرداد آرایند. اگر کسی گیاه را رامش بخشد یا بیازارد، آن گاه امُرداد [از او] آسوده یا آزَرده بُوَد… (گزارش دکتر مهرداد بهار در پژوهشی در اساطیر ایران، چاپ یکم، ص ۱۱۷)

با روی‌کرد به خویش‌کاری‌ امرداد در جهان اَستومَند (جهان مادّی) که نگاهبانی از گیاهان روی زمین و سرسبز و باروَرنگاه‌داشتن آن هاست، و نماد جاودانگی و بی مرگی و جوانی‌ همیشگی‌ به شمارمی‌آید،
مسعود سعد سلمان، چکامه‌پرداز سدهٔ پنجم هجری، می‌گوید:
روز مُرداد [امُرداد] مُژده داد بدان
که جهان شد به طبع، باز جوان.

و همچنین می گوید:
مرداد مه است سخت خرم
مَی نوش پیاپی و دمادم

هریک از فروزه‌های دوازده‌گانه که جشن‌های هم‌نامی‌ روز و ماه برای گرامی‌داشت آن ها برگزارمی‌شود، گل ویژه‌ای دارد. گل ویژهٔ امُرداد، زنبق (چمبک) است.

در برگ ۲۵۰ برگردان فارسی آثارالباقیه ابوریحان بیرونی چنین آمده است که:
«… مرداد ماه که روز هفتم آن مرداد روز است و آن روز را به انگیزهٔ پیش آمدن دو نام با هم، جشن می گرفتند. معنای امرداد آن است که مرگ و نیستی نداشته باشد. امرداد فرشته ای است که به نگهداری جهان و آراستن غذاها و داروها که اصل آن از نباتات است و بر کنار کردن گرسنگی و زیان و بیماری‌ها می باشد، کارگزاری یافته است…»

خیام در نوروز نامه می نویسد:
“مرداد ماه یعنی خاک، داد خویش بداد از بَرها ومیوهای پخته که در وی به کمال رسد و نیز هوا در وی مانند غبار خاک باشد و این ماه میانه تابستان بود و قسمت او از آفتاب، مر برج اسد را باشد. “

خیام به اشتباه به جای نام اَمرداد از واژه مرداد استفاده کرده است. این جشن سزاوار شادمانی و نشاط بی مرگی، امروز به غلط تحت نام مردادگان، در بین مردم رایج است. زیرا مرداد به معنی نیستی و مرگ است اما وقتیکه حرف الف در اول آن قرار می گیرد آن را نفی می‌کند و به بی مرگی و جاودانگی، تغییر معنی می دهد. زیرا امرتات در زبان اوستایی و امرداد در زبان پهلوی، از ششمین امشاسپندان و یکی از صفات اهورامزدا در گات‌ها است که دلالت بر بی مرگی و جاودانگی و زوال ناپذیری اهورامزدا دارد.

و در این باره در زراتشت نامه چنین سروده شده است:
چو گفتار خردادش آمد به سر
همان گاه امرداد شد پیش تر

چو گفتار خردادش آمد به سر
همان گاه امرداد شد پیش تر

سخن گفت در باره رستنی
که زرتشت گوید ابا هر تنی

نباید به بیداد کردن تباه
به بیهوده بر کندن از جایگاه

کزو راحت مردم و چار پاست
تبه کردن او، نه راه خداست

روز امرداد از ماه امرداد، هفتمین روز امرداد ماه باستانی (سوم امرداد خورشیدی)
واژه باستانی امرداد، امرتاته است که به مینوی(معنی) بی مرگی و جاودانه گی نام یکی از امشاسپندان ( فرشته گان ) درباور ایرانیان است واگر الف آن را که پیشوند نفی است از آن برداریم و مرداد بنویسیم چم (معنی) آن دگرگون شده و مینوی مرگ میدهد. این نام در اوستا ، به ویژه سروده ها (گات ها) پاژنام (صفتی) است برای اهورامزدا، که گویای بی مرگی و پایندگی خداوند است .این امشاسپند درجهان خاکی نگهبان و سرپرست گیاه و رستنی ها می باشد.

ایرانیان در این روز به باغ هاو کشت زارهای خرم و دل نشین می روند و پس از نیایش به درگاه اهورامزدا (پروردگار) در آیینی ( مراسمی) این جشن را با شادی و شادمانی در دامان زیست گاه (طبیعت) برگزار می کنند.




 

ما را دنبال کنید

فیسبوک گوگل پلاس تویتر متا پرتال آپارات

منو کاربر

جستجو مشخصات پیغام های خصوصی انجمن ابر برچسب ها

خدمات ما

متا آگهی متا دیزاین طراحی سایت متا اس ام اس سوئدی